شايسته است با اشارهء لطيفى مطلب را به اين نحوى كه اكنون يادآورى ميكنيم بعرض استاد برساند مثلا چنين گويد :
شخصى كه مانند اين اشكال را وارد دانسته آيا جوابى از او دادهاند ؟ اين هنگام اگر استاد بجواب او مبادرت كرد بسيار بجا و بموقع است ، و الا بهتر آنست شاگرد سكوت اختيار كند ، و از اين مقوله سخنى بميان نياورد ، مگر شخص استاد شاگرد را مأذون دارد تا تقرير جواب كند ، يا آنكه خود شاگرد ملتفت است هرگاه به تقرير جواب مبادرت نمايد استاد پذيرفته و مكدر نميشود .
محصل و طرز گفتگو
بيست و چهارم - مانند موضوع گذشته است .
محصل در مخاطبهء با استاد خود ميبايد روشى را كه عموم مردم با يكديگر به كار مىبرند احتراز كرده و بدان شيوه گفتگو نكند ، زيرا مخاطبات عمومى مردم شايسته موقعيت استاد نميباشد ، چنانچه بگويد : با تو هستم ، يا ، دانستى ، شنيدى ميدانى ، اى مرد مبارك است ، و امثال اينها .
و همچنين از حكايت جملاتى كه ميان مردم رواج دارد مانند ، فلانى به ديگرى گفت : تو بىشرمى ، يا تو احسان نميكنى ، نزد تو خيرى موجود نيست ، تو نمىفهمى ، احترار كند .
و درصورتيكه جملات مذكور را به قصد حكايت ادا مىكند ، به طورىكه عادت مردم از نظر كنايه دربارهء آنها جارى شده بيان كند ، مثلا بگويد : يكى به ديگرى گفت : آدم دور بىخير است ، نزد آدم دور خيرى نيست .
آرى مثل اين كنايه هم در اخبار وارد شده .
يا بجاى ضمير مخاطب ضمير غايب استعمال كند .