غفلت و فراموشى مطلب حق را نگفته است ، زيرا معصوم از خطا در آدمىزادگان جز پيمبران و اوصياء آنها نميباشند .
هنگامى كه برد كلام استاد پرداخته از غافلگير كردن او دورى كند ، زيرا اين عمل جز از مردم بىادب و فرهنگ صادر نشود .
مثلا : اگر استاد از شاگرد خود بپرسد تو چنين گفتى يا منظورت اين بود يا اينطور بخاطرت رسيد نگويد چنان نگفتم و مرادم اين نبوده و اينگونه مطلبى بذهنم خطور نكرده ، بلكه در برابر گفته استاد از راه مهربانى و شكفتگى در طرح جواب وارد شده و مطلب را بعرض برساند ، و همين موضوع هم هنگامى كه معلم بعنوان استفهام تقريرى از شاگرد سؤال مىكند ، آيا چنين نگفتى ؟ آيا مقصود تو اينطور نبود ؟
مراعات شود ، به اين معنا كه شاگرد وهلهء اول در رد او برنيامده كه پاسخ منفى دهد بلكه سكوت اختيار كند يا موضوع را بطورى بيان كند كه استاد به خوبى مطلب را دريابد و هرگاه گزيرى نبود كه ميبايست منظور خود را آشكارا كند ، بگويد الان چنين ميگويم ، يا نظرم اينست ، و گفتار خود را مشروحا تذكر داده و خاطرنشان استاد كند ، و چنان وانمود نكند ، كه موضوع قبلى همين بود كه معروض خاطر داشتم ، زيرا اين كار هم متضمن رد بر استاد است .
سبقت نجستن بر استاد
بيست و سوم - در رديف موضوع گذشته است به اين معنا كه هرگاه استاد مطلبى را بيان نمود و علت همراه با او را متذكر نشد ، يا وارد بحثى شد كه ميبايست اشكال كند متعرض نشد ، يا اشكالى در درس وارد شده بود و پاسخ داده بودند ليكن استاد بيان ننمود و باهمال واگذار كرد ، شاگرد حق ندارد پيشقدم شده و متذكر اشكال يا علت شود ، بلكه