تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منية المريد ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
از قصد خالى از عمل ، اما استاد تنها نظر او تكميل وجود شاگرد و سبب اوست ، ازاين‌رو بذل جهد در راه كمال وى فرمايد و او را بسرمنزل سعادت رساند . شعر .
كوشش استاد با كفاية و ارزش * كار به جائى رسانده است كه ندانم
بديهى است كه وجود بنفسه داراى شرافت و مزينى نيست مگر درصورتيكه وجود و عدم را به ميزان سنجش درآورده و وجود را نسبة بعدم بسنجيم زيرا به حكم تعرف الاشياء باضدادها ، عدم به طور كلى قابل انتفاع نميباشد ، در نتيجه هرگاه وجودى كه آن‌همه منافع از او هويدا ميگردد با عدم برابر شود مزيت وجود آشكار و به خوبى احساس مىشود ، زيرا اگر مقايسهء وجود با عدم به كلى ملحوظ نباشد ، و تنها وجود به تصور مردم درآيد ، كار ويژهء انجام نداده بلكه ديدان « 1 » و خنافس هم همين موضوع را عملى ميكنند . بلكه هماره شرافت و برترى در كمال اوست و سبب اين كمال هم جز استاد نباشد .

سيد رضى ره و معلم

سيد رضى كه از اعاظم شيعه و برجستگان علما بشمار ميرود دانشمندى بزرگ‌نفس و عالى همت و صاحب طبع بلندى بود ، به طورىكه هيچگاه به منت از ديگران تن درنميداد ، از اين نظر حكايات غريبى از او با وزير خليفهء عباسى در باب جايزهء « 2 » راجع به فرزندى كه براى رضى
هامش
( 1 ) ديدان جمع دود بمعنى كرم ، و خنافس جمع خنفسا حيوانيست كوچكتر از جعل ( سوسك ) داراى بوى گنديست كه آدمى بالطبع از او متنفر و او را سرگين گردان و جارية العقرب و فسفلو گويند ، ( 2 ) داستان جايزهء وزير عباسى را ارباب تراجم در شرح زندگانى مرحوم پاورقى صفحه بعد