تفريع بر منصوص بيان فرمودهاند اعاده داده و مقصود را در طى امورى كه ذيلا بدرجش ميپردازيم هويدا خواهيم ساخت .
نخست : مهمترين امرى كه مشروحا بايد بيان شود ، همانست كه در قدم اول شخص محصل هركسى را در نظر گرفته كه به فرا گرفتن دانش از او كامياب شود آزمايش كرده و دربارهء او غور و بررسى كند و حسن اخلاق و آدابى كه از او مشاهده نموده بنويسد زيرا پرورش استاد شاگرد خود را و بدل نمودن اخلاق ذميمهء او را بخويهاى پسنديده مانند عمل كشاورزيست كه از جهة نيكوئى بزر خود خار و خاشاك و گياههاى زيانآور را از زمين ميچيند تا از سودهاى كشت خويش كامياب شود .
در نتيجه هر استادى داراى چنين صفتى نباشد ، بلكه ميتوان ادعا كرد كمتر دانشمندى متخلق به اين اخلاق است ، زيرا دانشمند در واقع جانشين پيمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم است ، و هر مرد دانائى شايستهء مقام آن حضرت نيست روى اين زمينه هركس اهليتش كامل و دينش آشكارتر است بگزيند ، و هركه شناسائى او محقق و پاكدامنى او معروف و صيانت و سيادت او مشهور و جوانمردى و تعليم و تفهيم او مورد پسند است انتخاب كند ، پيش از اين پارهء از اوصاف معلمين را بيان كرديم ، از اين مقدمه يك نتيجه بدست ميآيد محصل به كسى كه درياى ژرف دانش او متلاطم و از آن طرف در پرهيزكارى و ديندارى و اخلاق صفر الكف يا ناقص است مغرور نشود ، زيرا زيان اين مرد در خوى و دين شاگرد دشوارتر است از قيد نادانى كه در قلع و قمع او ميكوشد ، ( هزاران افسوس ، اى كاش شهيد ميبود و نظرى بفرهنگ و مدارس امروزى ما ميكرد و ميديد چگونه كودكان بيگناه و جوانها به چنگال دژخيمانهء معلمين اجنبىپرست كه : مدتى در دست اروپائى نادان پرورش يافتهاند گرفتار ، و آنا فآنا درصدد تزريق
منية المريد ( فارسى ) — صفحة 163
مساهمون: الشهيد الثاني
ص١٦٣