آدم گوشهگير اميد بركت بيشتر حاصل مىشود ، در نتيجه بهرهبرى از خدمت او افزونتر و التقاط گوهر درياى گفتار او آسانتر و بهتر خواهد بود ، و هرگاه در زندگى گذشتگان از سلف و خلف وارد شوى ، سودى نبينى و برى نهچينى مگر از استادى كه داراى تقوى و نصيحت و مهربانى با شاگردان باشد ، و از اين معنى بهرهء كاملى برده ، و هرگاه بمطالعهء كتب دانشمندان پردازى احساس ميكنى كه انتفاع از تصنيف اتقى ، افزونتر و اشتغال به او بهتر راه رستگارى را بر تو آشكار كند ، بنابراين دانشمندى كه داراى اين اوصاف كماليه نباشد نتيجه به عكس دهد ، و از جبين اين كشتى نور رستگارى نتابد .
استاد يا پدر روحانى
دوم - محصل دربارهء استاد چنان عقيدهمند شود كه او پدر حقيقى و والد روحانى اوست ، و همانا وى بزرگتر از پدر جسمانى است ، بنابراين بايد بعد از بدست آوردن كليد راه ادب كه به تفصيل بيان نموديم ، حقوق او را كه در باب حق پدر و مادر ذكر كرديم با مبالغهء هرچه تمامتر مراعات نموده و حق پرورش روحانى او را خاطر ننمايد .
از اسكندر پرسيدند سبب چيست كه اموزگارت را از پدرت بيشتر توقير مينمائى ؟
در پاسخ گفت : زيرا كه آموزگار سبب زندگى جاويدان منست و پدرم باعث زندگى توأم با حرمان ، باضافه پدر ، اغلب اوقات هنگام همخوابى با مادر كودك ، قصد وجود و كمال بود او را به هيچ وجه ندارد ، بلكه تنها منظورش لذت نفس خود اوست ، اتفاقا نطفه به محل مناسب رسيده و پيرو قضاء جارى ، او نيز متولد مىشود ، و بر فرض اينكه آن هنگام وجود چنين كودكى را در نظر داشته باشد قصد همراه با فعل بهتر است