تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منية المريد ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
بر تو ، زيرا من پدر روحانى توام ، و او والد جسمانى تو مىباشد ، رضى چون اين سخن كه صددرصد متين و جاى كوچكترين ايرادى باقى نگذارده ، و باضافه راه معنوى استاد و محصل را نشان ميدهد ، شنيد ، به كلى درمانده و راه فرارى بر خويش نديد ، و دانست كه اينجا نميشود خود را از زير بار منت بيرون برد ، با آغوش باز فرمان استاد را استقبال نموده و معروض خاطر داشت ، بخشش حضرت شما را بديدهء منت پذيرفتم و از قبول او خويشتن را ناگزير ديده و چارهء جز قبول براى خود نميپندارم . يكى از فضلا سروده .
من علم العلم كان خيراب * ذاك ابو الروح لا ابو النطف
كسى كه به فرا دادن دانش آماده گردد او بهترين پدرانست زيرا كه او پدر نور روحانى است نه والد نطفهء جسمانى .

محصل يا بيمار

سوم - محصل مىبايد در برابر استاد ، خود را آدمى بيمار جلوه دهد و چنان پندارد كه بيمار است ، زيرا كه بيمارى عبارتست از انحراف كالبد انسانى از مجراى طبيعى خودش ، و بدان رويهء كه ناگزير است عمليات خود را بانجام رساند كار نكند ، و همانا طبيعت نفس انسانى كه بايد مدارج كمال را به‌پيمايد دانش است اينك بر اثر اخلاط قواى بدنى ، از مجراى طبيعى خود دست باز زده و از كار مانده است بنابراين پزشكى را لازم دارد كه هرچه زودتر به بهبودى او اقدام كند ، و از اين بيمارى كه باعث يك دنيا بدبختى است رهائى بخشد ، البته محصل معتقد شود كه او پزشك بيمارى مهلك او مىباشد ، و همان كس است كه نفس انسانى او را به طورىكه شايد و بايد ، بمجراى طبيعى خود درآورده و به كار مىبندد ، بنابراين شايسته نيست آنچه را دستور ميدهد مانند اينكه فلان كتاب را
منية المريد ( فارسى ) — صفحة 169 | الشهيد الثاني / ساعدى خراسانى