تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منية المريد ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
نمودند و در زمرهء اساطين دين و علماء مصنفين در فقه و اصول گرديدند بلكه سرآمد اقران شدند بنابراين شخص خردمند بايد عمر خود را غنيمت شمارد و اوان جوانى و كامرانى خود را نابود نسازد زيرا بقيهء عمر بهائى ندارد ، شاعرى سروده
بقية العمر عندى ما لها ثمن * و ما مضى غير محمود من الزمن يستدرك المرء فيها ما افات و يحيى * ما امات و يمحو السوء بالحسن
آنچه از عمر باقىمانده در نزد من ارزشى ندارد ( يعنى نميتوانم بهائى براى او معين كنم ) و آنچه گذشته پسنديده نيست ، آدمى آنچه را فوت كرده از سر ميگيرد و آنچه را ميرانده زنده ميسازد و بر اثر كار نيكو عمل زشت و ناپسند را نابود مىكند .

محصل از نظر دفع موانع

سوم - محصل آنچه را از موانع شاغله و علائق مانعه توانائى دارد با كمال جديت در تحصيل دانش و كوشش جدا سازد و به قوت اندكى قناعت كند و بجامهء كه تنها بدن او را بپوشاند و لو مندرس و كهنه باشد اكتفاء كند ، زيرا بر اثر شكيب در تنگدستى مراتب عاليهء دانش را در يابد و دل خود را كه بواسطهء آرزوهاى فراوان پراكنده گرديده آماده سازد تا چشمه‌هاى حكمة و كمال از دل او جارى و روان شود . برخى از پيشينيان گفته‌اند : كسى كه عروس دانش را بعزت نفس خواستگار شود رستگارى نبيند ، ليكن كسى كه به خوارى و تنگدستى و خدمت اساتيد در جستجوى دانش برآيد رستگار شود . او گفته است : دانش جز براى مفلس تهىدست صلاحيت ندارد ، كسى گفت : مالدارى كه بهزينهء روزانه خود اكتفاء كند بهرهء نخواهد برد ؟ گفت آرى .