حرام است كه نور علم در او داخل شود و تابندگى نمايد .
على بن حشرم گفت : از كمى حافظه به وكيع « 1 » شكايت كردم گفت : براى زيادى حافظه از گناهان بپرهيز يكى از شعرا همين مضمون را به لباس نظم سروده .
شكوت الى وكيع سوء حفظى * فارشدنى الى ترك المعاصى
و قال اعلم بان العلم فضل * و فضل اللّه لا يؤتاه عاصى
از بدى حافظهام به وكيع گله كردم ، مرا به ترك گناهان رهنمائى كرده و گفت : دانش ، فضل و برترى است از جانب خدا و آدم بزهكار از فضل خدا بهرهء نخواهد برد .
زمان تحصيل
دوم - در تحصيل دانش غنيمت شمارد كه در هنگام آسودگى و خوشحالى و خردسالى « 2 » و نيرومندى و خاطرجمع و سلامت حواس و كمى مشاغل و موانع مشغول باشد ، بويژه پيش از ارتفاع جاه و معروفى بفضل و دانش ، زيرا اين معنى بزرگترين مانع يابيدن كمالات بلكه سبب تام در نقصان و اختلال حواس و حالاتست .
بعضى گفتهاند : تفقه و تعلم نمائيد پيش از آنكه به سرپرستى و
هامش
( 1 ) وكيع بن جراح از عرفا و نيكوكاران بود پيوسته روزهدار و در هر شب ختم قرآن مجيد ميكرده و هرگاه شخصى به او آزار ميرسانده خاك بر سر ميريخته و ميگفت چرا گناه از من سر بزند كه چنين آدمى به من مسلط شود سپس به استغفار مشغول ميشده تا دردش التيام ميافته وكيع سال 129 متولد و پس از 69 سال زندگى هنگام بازگشت از مكه سنه 179 درگذشته و در راه عراق مدفون شده
( 2 )هركه در خورديش ادب نكنند * ببزرگى فلاح از او برخاست
چوب تر را چنانچه خواهى پيچ * نشود خشك جز به آتش راست( سعدى )