تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منية المريد ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
بهتر كامياب ميشوند ، مگر آن هنگام كه ملالتى در وجود خود مشاهده ننموده خرم و خوشحال باشد كه طبق ترتيب كتاب شروع بتدريس نمايد ، مانند آنكه كتاب عبادات را بر معاملات مقدم بدارد ، و اگر به اين كيفيت اسبق را مقدم داشت تا شخص متأخر را نسبت بمتقدم اختصاصى قائل شود نيكو خواهد بود ، استاد بايد نوبت افراد را مراعات كرده و كسى را در نوبت ديگرى بدون مقتضاى مصلحتى مقدم ندارد و او را از نوبت خودش مأخر نيندازد ، اما اگر بعضى از شاگردان از جهة فراگرفتن درسشان اجتماع نمودند و هريك خواستار شده كه درس او جلوتر گفته شود معلم از نظر رفع نگرانى موضوع را بقرعه خاتمه دهد و نتيجهء عمل خود را به طورىكه از قرعه بدست آورده خاطرنشان آنها بنمايد

تقاضاى شاگرد از نظر درس

هفدهم - شاگردى كه در فراگرفتن دانشى كه از حد حال « 1 » و تحمل او بيرون است هرگاه پيش‌قدم شده و آهنگ تكسب او را نمايد و از آن طرف معلم دانشمند به آزارى كه از چنين درسى عائد او مىشود واقف گردد وى را بمدارا وصيت كرده و گفتار پيمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم را در اين موضوع ياد آورى كند كه فرموده : آدم ناتوان نه راهى پيمايد و نه پشت مركوب را سالم گذارد . و امثال اين گفتار سودمند كه موجب ميانه‌روى شاگردان شود و هرگاه دانست كه براى شاگرد از اين قبيل عمليات بدحالى و مشقت يا مقدماتى كه اين امور را ايجاب مىكند حاصل مىشود وى را براحتى و كمى اشتغال به تحصيل علم فرمان دهد ، و شاگردى كه استعداد و ذهنش تقاضا
هامش
( 1 )در هرچه نميتوان بدست آوردن * حيف است بهرزه عمر ضايع كردن پند حكما بشنو و در پيش مگير * راهى كه بپايان نتوانى بردن