كند كه از نظر رسوخ مسائل در اذهان ، درس را با يكديگر تقرير كنند .
اعتراف بگفتار شاگرد
چهاردهم - اگر هنگام تدريس بفائدهء كه برخى از شاگردان ميگويند برخورد نمود بايد اعتراف كرده و انصاف را از دست ندهد هرچند گوينده كودكى باشد ، زيرا اين رتبهء كه براى آن طفل حاصل شده از بركت دانش است .
بعضى از گذشتگان گفتهاند : از جمله بركت و آداب علم انصاف و داد است و كسى كه منصف نباشد براى تفهيم و تفهم صلاحيت ندارد .
بنابراين در گفتگو و مباحث خود انصاف را از دست ندهد و پرسشى كه در مورد خود صورت ميگيرد گرچه از محصل خوردى باشد بشنود و از استماع گفتهء او تكبر نورزد زيرا بر اثر نخوت نتيجهء معنويت را بر خويشتن حرام ساخته ، دربارهء يكى از شاگردان كه تحصيل او زياده بر مخصوصان از كودكانش يا غير آنها مىباشد كينه نورزد زيرا حسد و كينه از امور محرم است ، تا چه رسد دربارهء كسى كه بمنزلهء فرزند اوست ، و فضيلة آن شاگرد در حق معلم بيشتر خواهد بود از برترى فرزند او زيرا استاد مربى آن شاگرد مىباشد چونكه از نظر تعليم و تخريج او را از جادهء نادانى بصراط روحانى خوانده و در آخرت پاداشى نيكو بيند و در دنيا شاگردانش در حق او دعاكننده به طورىكه قبلا تذكر داده شد معلم نبايد فرزند خود را بر شاگرد فاضلى كه از محضر او بهرهمند مىشود برترى دهد و در عين حالى كه فرزند او موجودى غبى آفريده شده جديت كاملى دربارهء او مرعى