داشته بهنحوىكه از ديگر شاگردان غفلت كند و در حق آنان كينهتوزى نمايد زيرا ما ، نديديم هيچيك از اساتيد كه دربارهء فرزند خود زياده از شاگردان ديگر كوشش كند و آن طفل راه رستگارى را بهتر فراگيرد بلكه امر در دست خداست و دانش عنايتى از طرف او مىباشد كه به هركس اراده شود عطا ميگردد ، خدا صاحب عنايت بزرگيست .
برابرى شاگردان
پانزدهم - معلم حق ندارد برخى از شاگردان را كه در سن و فضيلت و ديانت برابرند بر بعضى ديگر از نظر محبت و دوستى برترى بدهد زيرا اين موضوع چهبسا موجب وحشت صدر و نفرت دل مىشود ، آرى اگر بعضى از ايشان تحصيلش بيشتر و كوشش زيادتر و خويش نيكوتر باشد در اكرام و فضيلت او بكوشد و چنين وانمود كند كه اكرام او تنها از نظر اوصافى است كه در او وجود دارد ، و اگر با چنين صفاتى در اكرام او اقدام نمود ضررى نخواهد داشت زيرا اين عمل ايجاب مىكند كه ديگران در تحصيل اين اوصاف بكوشند و خود را بدان رتبه نائل سازند .
شاگردان از نظر اسبق آنها
شانزدهم - شاگردان اگر در محضر درس ازدحام نموده به اين معنا كه هريك سخنى گفتند استاد سخن اسبق ايشان را مقدم بدارد ، گفتهء كسى را كه زياده از يك درس خواهش مىكند مقدم نداشته مگر جلب رضايت ديگران را كرده باشد : و هرگاه موضوع درس از يك كتاب بود به طورىكه شاگردان اتفاق كرده انتخاب كند كه همين معنى را درصورتيكه هر روز بدرس يكى از آنها شروع كند ( تقسيم نامند ) زيرا درسى كه نخستينبار شروع كند در او نشاط و فرحى حاصل شود كه در غير او چنين خرمى حاصل نگردد ، زيرا به خوبى از عهده تقرير برآمده و شاگردان