كه از اصول الفقه نيازمند است مانند ، ادلهء كتاب و سنت و اجماع و عقل و قياس بر وجه صحيح و استصحاب و اقسام اقيسه و درجات آنها و حدودى كه يادآورى از آنها مناسب باشد تذكر داده ، و برخى از مشاهير صحابه و تابعين و دانشمندان و تراجم آنان و ذكر سال وفيات و مواليد و ثبت اسماء و انساب مشكل ايشان و مشتبه و مختلف و مؤتلف و امثال آنها را بيان نموده ، و اندكى از الفاظ لغوى و عرفى كه در آن علم تكرر يافته از نظر ضبط اشكال يادآورى نموده و بگويد : اين كلمه يا مفتوح يا مضموم يا مكسور يا مخفف يا مشدد مىباشد ، همهء اين مطالب را بطور تدريج براى شاگردان توضيح دهد تا در اين طول زمان كه از خدمت او كامياب ميكردند خير عظيمى نصيب برند .
استاد و پرسش
دوازدهم - هميشه شاگردان را باشتغال دانش تحريص و ترغيب نمايد و فوائدى كه از مهمات و مباحثى كه براى آنها تدريس كرده پرسش كند و هركدام را كه حافظ و مراعى دانست در اعزاز و اكرام او بكوشد و موقعيت او را در ميان ديگر شاگردان اظهار نمايد و در اين خصوص متوجه باشد كه چنين شاگردى خودبينى و ديگر از صفات مذموم را پيشه خود ننمايد ، و اگر شاگردى را در فراگرفتن علم مقصر ديد در پنهانى ، امر را بر او دشوار داشته و سرزنش كند و اگر مصلحتى تقاضا كرد آشكارا در توبيخ او قيام نمايد ، زيرا معلم از نظر تداوى باطن شاگردان مانند دكتريست كه دارو را بمزاج محتاج داده و رعايت منفعتى را در نظر ميگيرد .
مسائل مشكله از نظر آزمايش
سيزدهم - از نظر اينكه استعداد شاگردان خود را آزمايش كند و برترى فضلاء درس خود را هويدا سازد مسائل دقيق و نكت غريبى