تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 660

مساهمون:

ص٦٦٠
داشتند سپس صورتش را پوشانيده و بر او نماز گزارده و دستور داد جنازه را براى دفن آماده سازند . ( 1 ) پس از دفن نامبرده جعفر بن على برادر آن حضرت پيش پدرم آمده و گفت مرا بمنصب برادرم بر - قرار ساز و موقعيت مرا امضا كن و من هر سال متعهد ميشوم بيست هزار دينار بپردازم . پدرم از سخنان او بخشم آمده نخست او را زجر كرده و ناسزاهائى گفت كه من از ذكر آنها خود - دارى مىنمايم و بالاخره به او گفت اى نادان ، خليفه بر آنها كه گمان ميكردند پدر و برادر تو امامند شمشير كشيد و خواست آنها را از عقيدهء كه دارند منصرف سازد موفق نشد . اينك اگر تو در نزد پيروان پدر و برادرت ارزشى داشته باشى نيازمند بخليفه نيستى تا او يا ديگرى مقام نامبردگان را به تو تفويض نمايد و اگر داراى اين منزلت نبوده‌اى دسترسى بدان پيدا نخواهى كرد بارى به همين جملات ، پدرم او را خوار ساخت و كم ظرفيتى او معلوم گرديد و دستور داد او را بحضور راه ندهند و تا زنده بود پيش پدرم بار نيافت . بارى ما از سامرا بقم عزيمت كرديم و جعفر به حال خود باقى بود و خليفه تا بامروز همچنان در صدد بدست آوردن فرزند حسن است و تاكنون وسيلهء براى پيدا كردن او تحصيل ننموده و پيروان حسن ، معتقدند او رحلت كرده و فرزندى كه بتواند حامل لواى امامت او باشد پس از خود بجاى گذارده است . ( 2 ) محمد بن اسماعيل گفته حضرت ابو محمد به ابو القاسم زبيرى پيش از بيست روز به قتل ابن معتز مانده مرقوم فرمود از خانه بيرون ميا تا پيش‌آمدى كه بايد رخ بدهد اتفاق افتد چون بريحه كشته شد زبيرى نامهء معروض داشته و نوشته بود اتفاقى كه اشاره فرموديد پيدا شد اينك چه دستورى ميفرمائيد ؟ پاسخ مرقوم فرمود اين حادثه منظور من نبوده بلكه پيش‌آمد ديگريست كه به همين زودى اتفاق مىافتد
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 660 | الشيخ المفيد / ساعدى خراسانى