تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
نالهء اندوهناكى برادر و برادرزاده را ندا ميداد و بالاخره بيتاب شده خود را بر اندام پاك او افكند حسين ع كه خواهر را سخت ناراحت ديد پيش آمده او را از روى نعش فرزند بزرگوارش برداشت و او را بخيمه‌ها روانه كرد و بجوانان دستور داد و فرمود اينك بيائيد نعش برادرتان را برداريد آنها حسب الامر آمده نعش پاكيزه يادگار حيدر كرار را در پيش خيمه‌اى كه برابر آن كارزار مىكردند گذاردند . پس از اين واقعه جانگداز ، عمرو بن صبيح كه از لشكريان پسر سعد بود تيرى به طرف عبد اللَّه بن مسلم بن عقيل رها كرده و بالاخره دست و پيشانى او را كه دست بر آن نهاده بود به يكديگر دوخت چنانچه نتوانست آن را حركت دهد در همين هنگام ديگرى آمده نيزه بقلب او وارد آورد و آن بزرگوار را از پاى درآورد . و نيز عبد اللَّه طائى بر عون بن عبد اللَّه يادگار جعفر طيار حمله آورد و او را شهيد كرد . و عامر تميمى بر برادرش محمد بن عبد اللَّه حمله كرد و او را شهيد نمود . و عثمان بن خالد ، عبد الرحمن فرزند عقيل را شهيد كرد . حميد بن مسلم گويد در اين گيرودار جوانى كه صورتش قرص قمر بود و شمشيرى حمايل داشت و پيراهنى پوشيده و نعلينى به پا كرده كه بند يكى از آنها گسيخته بود وارد معركه كارزار شد عمر بن سعد ازدى به من گفت سوگند به خدا هم اكنون بر اين جوان حمله مىكنم و او را از پا درمىآورم گفتم سبحان اللَّه تعجب مىكنم از اين اراده كه كردهء دست از اين كار بردار و بگذار ديگران كه بر كوچك و بزرگ حسين ع رحم نمىكنند او را به پدران نامدارش ملحق سازند پاسخ داد چنين نيست ( 1 ) به خدا قسم سر راه بر او مىگيرم و او