تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
ديد از اهل بيت حسين ع عده زيادى شهادت يافتند به برادران مادرى خود عبد اللَّه و جعفر و عثمان پيشنهاد كرده اينك در ميدان كارزار درآئيد و مخلصانه در راه يارى دين خدا با دشمنان او نبرد كنيد زيرا يقين ميدانم از اين عمل ، زيانى نخواهيد ديد سخن حق ابو الفضل در دل برادران مؤثر واقع شده عبد اللَّه بميدان رفته و نبرد سختى كرد و بالاخره با هانى بن شبيب بمبارزه پرداخت و با دو ضربت كه در ميانشان رد و بدل شد بدست هانى ، شهادت يافت . پس از او جعفر قدم در ميدان نهاد و او را نيز هانى شهيد كرد . و خولى اصبحى ، عثمان را كه بجاى برادران برقرار بود هدف تير قرار داد او را از مركب به زير انداخت و مردى از بنى دارم بجانب او آمده سرش را بريد . در اين وقت لشكر پسر سعد بجانب خيام طاهرات حمله آوردند حسين ع با آنان نبرد كرد در نتيجه تشنگى عجيبى بجناب او روىآور شد حسين ع بر شتر آب كش خود سوار شده و پيشاپيش آن حضرت برادر بزرگوارش ابو الفضل حركت مىكرد و بجانب فرات رهسپار شدند لشكر پسر سعد سر راه بر آنها گرفتند و در ميان آنها مردى از بنى دارم بود لشكر را مخاطب ساخته گفت واى بر شما ميان حسين و آب فرات ، حائل شويد و نگذاريد دسترسى به آب پيدا كند . حسين ع از پارس كردن اين سگ دارمى ناراحت شده فرمود پروردگارا او را تشنه بدار وى متأثر شده شخص حسينى ع را هدف تير قرار داد و تيرى به دهان مباركش زد حسين ع تير را بيرون كشيده و دستش را زير دهانه زخم گرفته چون پر از خون ميشد به طرف آسمان مىپاشيد و ميگفت پروردگارا از كار ناپسندى كه با فرزند دختر پيامبرت انجام ميدهند بدرگاه تو مينالم آنگاه در حالى كه تشنگى بشدت بر وى دست يافته بود به محل خود بازگشت . ( 1 ) همانوقت لشكر اطراف ابو الفضل ع را احاطه كرده و ميان او و برادر عاليمقامش حائل گرديدند