تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
[ عايشه ] بر ضد اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) همدست شده‌ايد ، همانان هستيد كه ديروز بر ضد برادرش رسول خدا همدست گشتيد و خداوند آن آيات را درباره شما نازل فرمود . اكنون نيز خدا با شما نبرد مي‌كند . » حفصه در هم شكست و اظهار شرمسارى كرد و گفت : « اينان از روى نادانى اين كار را كردند . » سپس بي‌درنگ آنان را ترك گفت و آن‌ها نيز از آن مكان دور شدند . ( الكافئه ، 16 ) البته حفصه بايد بر رنجى كه براى سرودن آن ترانه بر ضد علي ( عليه السلام ) برده بود ، اندوه مي‌خورد و نيز براى هزينه‌اى كه كرده بود تا آن كودكان و كنيزان ترانه بخوانند ! ابن‌ابي‌الحديد گزارش نموده كه سهل بن حنيف گفت : مردان را در نبرد با مردان ، معذور مي‌شماريم . اما زنان و گيسوداران را به اين ماجرا چه كار ؟ براى ما همين بس كه به اين كار پرداخته‌ايم . تو را بهتر كه اين كار را وانهى و پرده خود را نشكافي . آن روز ، از خانه درآمد و عوعوى سگان [ حوأب ] گناهكاري‌اش را نشانش داد . و امروز نامه‌اى شوم و بس زشت ، از وى به ما رسيده است . ( شرح نهج‌البلاغه ، 14 / 13 ) 8 . عايشه به صبرة بن شيمان ، سركرده ازد ، نامه نوشت و او نيز دعوتش را پذيرفت . طبرى گزارش كرده است : عايشه از خانه‌اى كه در آن به سر مي‌برد ، به مسجد حدان در ازد آمد . ازديان در آن نبرد مشاركت داشتند و سركرده آنان در آن هنگام ، صبرة بن شيمان بود . كعب بن سور به وى پيشنهاد كرد كه در اين ماجرا بيطرفى پيشه كند . صبره گفت : « آيا مرا فرامي‌خوانى كه اصلاحگرى ميان مردم را كنار نهم و از يارى ام‌المؤمنين و طلحه و زبير - اگر با آنان صلح نشود - دست كشم و خون‌خواهى عثمان را كنار بگذارم ؟ نه به خدا سوگند ! هرگز چنين نكنم ، در حالى كه يمنيان براى حضور در اين نبرد اجماع كرده‌اند ! » ( تاريخ طبري ، 3 / 515 ) نيز طبرى گزارش نموده كه صبرة بن شيمان گفت : « اى طلحه ! اى زبير ! اين مرد را به من واگذاريد ؛ زيرا در نبرد ، هوشمندى بهتر از دليرى است . » آن دو گفتند : « اى صبره ! هم ما و هم آنان مسلمانيم و اين ماجرايى است كه پيش از اين سابقه نداشته است تا
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 76 | الشيخ علي الكوراني العاملي / سيد ابو القاسم حسينى ( ژرفا )