تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 676

مساهمون:

ص٦٧٦
به مانند من نياز خواهد داشت . پس دوستى و صفاى خالصانه مرا به ترديد نگيريد ! » حسن به او گفت : « خدايت رحمت كند ! تو نزد ما متهم نيستي . » از نمير بن وعله ، از شعبى گزارش شده كه سعيد بن قيس نزد على بن ابي‌طالب ( عليه السلام ) آمد و او را سلام داد . على به وى فرمود : « تو را هم سلام باد ، هرچند از يارى ما فرونشستي ! » گفت : « اى اميرالمؤمنين ! به خدا ، حاشا كه من از آن كسان باشم ! » فرمود : « خدا چنين رقم زد . » از محمد بن مخنف نقل شده است : همراه پدرم نزد علي ( عليه السلام ) درآمدم ، آن‌گاه كه از بصره بازگشت . و آن ، سالى بود كه به بلوغ رسيده بودم . ديدم كه نزد وى مردانى هستند كه او ايشان را سرزنش مي‌كند و به آنان مي‌فرمايد : « شما كه بزرگان قوم خود هستيد ، چرا در يارى من كوتاهى كرديد ؟ به خدا سوگند ! اگر به دليل ضعف نيت و كمبود بصيرت بوده باشد ، تباه و هلاكيد . اگر هم به سبب شك در فضل من و براى همدستى بر ضد من بوده باشد ، شما دشمنيد ! » گفتند : « اى اميرالمؤمنين ! به خدا ، حاشا كه چنين باشد . ما با تو در آشتى و با دشمنت در جنگيم . » سپس آنان عذر خواستند . يكى بهانه آورد و ديگرى بيماري‌اش را سبب شمرد و يكى هم حضور نداشتنش را . به آنان نگريستم و اين افراد را ميانشان ديدم : عبدالله بن معتم عبسي ، حنظلة بن ربيع تميمى كه هر دو از صحابه بودند ، ابوبردة بن عوف ازدي ، غريب بن شرحبيل همداني . سپس على به پدرم روى نمود و فرمود : « اما مخنف بن سليم و قومش كناره نگرفتند و حكايتشان حكايت آن قوم نيست كه خداوند فرموده است : وَإِنَّ مِنْكُمْ لَمَنْ لَيبَطِّئَنَّ فَإِنْ أَصَابَتْكُمْ مُصِيبَةٌ قَالَ قَدْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَىَّ إِذْ لَمْ أَكُنْ مَّعَهُمْ شَهِيدًا . وَلَئِنْ أَصَابَكُمْ فَضْلٌ مِنَ اللَّهِ لَيقُولَنَّ كَأَنْ لَمْ تَكُنْ بَينَكُمْ وَبَينَهُ مَوَدَّةٌ يا لَيتَنِى كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزًا عَظِيمًا : و همانا گروهى از شما ( در كار جنگ ) كندى و درنگ مي‌كنند . اگر براى شما حادثه ناگوارى پيش آيد ( به شماتت ) گويند : خدا ما را مورد لطف خود قرار داد كه با آنان حاضر نشديم . و اگر فضل خدا شامل حال شما گردد ، آن‌چنان كه گويى ميان شما و آنان ابداً دوستى نبوده ( با تأسف ) گويند : اى كاش ما نيز با آنان به جهاد رفته بوديم تا ( از غنيمت ) نصيب فراوان مي‌برديم . ( نساء : 72 - 73 ) » سپس علي ( عليه السلام ) چند روزى در كوفه ماند . شن بن عبدالقيس شنى