تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 673

مساهمون:

ص٦٧٣
كردند و برايش بركت خواستند و گفتند : « اى اميرالمؤمنين ! كجا ساكن مي‌شوي ، در سراى حاكم ؟ » فرمود : « نه ، بلكه در ميدانگاه فرود مي‌آيم . » پس همان جا فرود آمد و سپس به مسجد اعظم رفت و دو ركعت نماز گزارد و آن‌گاه ، بر منبر فراز شد و پس از سپاس و ستايش خداوند و صلوات بر رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) فرمود : « اما بعد ؛ اى كوفيان ! تا هنگامى كه تغيير حالت ندهيد ، شما را در اسلام ، پيشينه فضل است . شما را به حق فراخواندم و اجابت نموديد . نخست رفتار زشت پيشه كرديد ؛ اما تغيير حال داديد . بدانيد كه برترى شما ميان خودتان و خدا ، در احكام و تقسيم اموال است . شما الگو هستيد براى كسانى كه فراتان خواندند و در راهتان درآمدند . بدانيد بيشترين چيزى كه براى شما از آن بيم دارم ، پيرواى از هوس و آرزوى دراز است . پيروى از هوس ، از حق بازمي‌دارد و آرزوى دراز ، آخرت را از ياد مي‌برد . بدانيد كه دنيا پشت نمود و آخرت در پيش است و هر كدام فرزندان خودش را دارد . پس شما از فرزندان آخرت باشيد ! امروز هنگام عمل است ، نه محاسبه . فردا هنگام محاسبه است ، نه عمل . سپاس خدايى را كه دوستش را يارى نمود و دشمنش را تنها رها ساخت و راستگوى برحق را عزت بخشيد و پيمان‌شكن باطل‌پيشه را خوار ساخت . بر شما باد به تقواى خدا و فرمان بردن از كسانى از اهل‌بيت پيامبرتان كه از خدا فرمان بردند و براى آن كه از ايشان در قلمرو اطاعت خدا فرمان ببريد ، سزاوارتر از مدعيان مقابل ما هستند كه خود را بر حق مي‌دانند و از فضل ما ريزه برمي‌گيرند و با حكومت ما مي‌ستيزند و در حق ما چالش مي‌كنند و ما را از حقمان دور مي‌سازند . آنان كيفر گناهان خود را مي‌چشند و به‌زودى سزاى گمراهى را خواهند ديد . بدانيد كه برخى مردان شما ، از يارى من فرونشستند . من از آنان بيزارم . پس شما هم دورشان كنيد و آن چه را دوست نمي‌دارند ، به گوششان برسانيد تا سرزنش يابند و بدين سان ، هنگام پراكنده شدن‌ها ، حزب خدا شناخته گردد . » مالك بن حبيب يربوعى كه فرمانده نيروى مخصوص وى بود ، برخاست و گفت : « به خدا سوگند ! در نظر من ، دور راندن آن افراد و سخن ناخوشايند به آنان گفتن ، برايشان كم