تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 677

مساهمون:

ص٦٧٧
در اين باب سروده است : به اين امام بگو : آن نبرد فرونشست و بدين سان ، نعمت به تمامى محقق گشت . ما از نبرد با كسانى فراغت يافتيم كه عهد شكستند و هنوز در شام ، مارى سخت‌گزنده هست . هر كه را نيش زند ، سم در وجودش ريزد . پيش از آن كه نيش خود را باز كند ، او را دور كن ! سوگند به آن كه مردم به خانه‌اش حج گزارند و به سوى آن در بيداء روان گردند ! آن مار هنوز استخوان پشتش ضعيف است و اگر پرتابش كنند ، چنان باشد كه گويا از نخست ، گسسته بوده است . دنده‌هاى خردش زير غبارها چون بزغاله‌هاى سقط شده در پرده‌هاى جنينى ، در هم مىشكند . هر لحظه ، شتر نزار بيمار را همچون نرينه‌اى نيزه به كف از پاى توانى افكند . شمشيرى كه تيغه آن به خون خضاب شود ، خم نگردد و فرسوده نشود . معاويه كسى نيست كه اگر به حال خود رهايش كني ، آنچه بيند و خواهى ، به تو بخشد . به راستى دسترسى به ستارگان سماك و عيوق و عوّاء آسان‌تر از اين است . پس به تازيانه و شمشيرشان بزن ؛ كه به خدا سوگند ! جز اين علاجى نباشد . از ابوطيبه ، از پدرش نقل شده است : على در همان روز كه وارد كوفه شد ، نمازش را به طور كامل خواند . روز جمعه هنگام نماز با آنان نماز گزارد و خطبه خواند . از على بن حسين روايت شده كه على بن ابي‌طالب روز جمعه در كوفه و مدينه به خطبه پرداخت و گفت : « سپاس از آنِ خداست . او را مي‌ستايم و از او يارى و هدايت مي‌جويم و از گمراهى به او پناه مي‌برم . هر كه خدايش هدايت نمايد ، كسى گمراهش نكند و هر كه او گمراهش سازد ، كسى هدايتش ننمايد . گواهى مي‌دهم كه معبودى جز الله بي‌همتا نيست كه شريكى ندارد و محمد بنده و رسول اوست كه براى امر خويش آن را برگزيد و ويژه نبوت ساخت كه گرامي‌ترين آفريده اوست و بيش از همه دوستش مي‌دارد .