تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 629

مساهمون:

ص٦٢٩
طلب آمرزش كند ، برايش بهتر است . از اين گذشته ، چگونه براى عوام جايز است كه خودشان را در امور خواص راه دهند ؟ آنان اميران و پيشوايان اين امت بودند و ما امروز در سطحى بسيار پايين‌تر از آنان قرار داريم . پس چگونه سزاوار باشد كه ما درباره آنان لب به اعتراض بگشاييم ؟ آيا زشت نيست كه رعيت درباره كار و حال و رفتار پادشاه و امور مربوط به وى يا خانواده و عموزادگان و همسران و كنيزانش سخن گويد ؟ رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) داماد [ خانواده ] معاويه بود ؛ يعنى ام‌حبيبه ، خواهر معاويه ، همسر پيامبر بود . پس ادب اقتضا مي‌كند كه حرمت معاويه به پاس خواهرش ام‌حبيبه كه ام‌المؤمنين است ، حفظ گردد . چگونه جايز است فردى كه خدا ميان وى و رسولش مودت برقرار ساخته ، لعن گردد ؟ آيا همه مفسران نگفته‌اند اين آيه درباره ابوسفيان و خاندانش نازل شده است : عَسَى اللَّهُ أَنْ يجْعَلَ بَينَكُمْ وَبَينَ الَّذِينَ عَادَيتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً : اميد است كه خدا ميان شما و ميان كسانى از آنان كه [ ايشان را ] دشمن داشتيد ، دوستى برقرار كند . ( ممتحنه : 7 ) اين آيه مربوط به رابطه دامادى رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) و ابوسفيان است كه پيامبر دختر وى را به همسرى گرفت . از اين گذشته ، مواردى كه شيعيان درباره اختلاف و ستيز ميان آنان نقل كرده‌اند ، به اثبات نرسيده است و همه اين افراد ، فرزندان يك مادر بوده‌اند و دل هيچ يك از ايشان نسبت به ديگري ، تيره نگشته و اختلاف و ستيزى ميان آنان رخ نداده است . » ابوجعفر گفت : « پيشتر با خط خود ، حاشيه‌اى بر اين سخن نگاشتم كه از يك عالم زيدى در اين مورد ديده بودم و به رد سخن ابوالمعالى جوينى و رأى او در اين زمينه پرداخته است . اكنون آن را براى شما بيان مي‌كنم تا با تأملات وى درباره سخن اين فقيه ، از ادامه اين گفتگو بي‌نياز شويم ؛ چرا كه من از درازا يافتن اين گونه سخنان اندوهگين مي‌شوم ، بويژه آن‌گاه كه به جدل و دعوا بينجامد . » آن‌گاه ، ابوجعفر از ميان كتاب‌هايش كتابچه‌اى بيرون آورد كه در همان مجلس خوانديم و حاضران پسنديدند و من چكيده آن را در اين جا ياد مي‌كنم : خداوند دشمنى با دشمنانش را همچون دوستى با دوستانش واجب ساخته و ترك