آن افزوده است . اصل اين روايت چنان كه سيوطى آورده ، چنين است : از حسن روايت شده كه رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) فرمود : « خداوند مرا به رسالتى برانگيخت و من از آن ، سينهام تنگ شد و دانستم كه مردم تكذيبم ميكنند . پس خدا تهديدم نمود كه يا بايد ابلاغ رسالت كنم و يا عذابم خواهد نمود و اين آيه را نازل فرمود : يا أَيهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ . »
( الدر المنثور ، 2 / 289 )
فخر رازى كلمات يهود و نصارى را از نزد خودش افزوده تا آيه را از ولايت علي ( عليه السلام ) دور سازد ، با اين كه آن روز ، خطر ، نه از سوى يهود و نصاري ، بلكه از سوى قريش به صورت خاص ، تهديدش ميكرد .
امام باقر ( عليه السلام ) از تحريف حسن بصرى در سخن رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) پرده برداشته است . قاضى مغربى گويد : مردى به امام باقر ( عليه السلام ) گفت : « اى فرزند رسول خدا ! حسن بصرى براى ما روايت نموده كه رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) فرمود : همانا خداوند مرا به رسالتى برانگيخت كه از آن ، سينهام تنگ شد و بيم ورزيدم كه مردم سخنم را دروغ بشمارند . پس مرا تهديد نمود كه اگر آن پيام را نرسانم ، مرا عذاب خواهد نمود . » امام باقر ( عليه السلام ) به وى فرمود : « آيا آن پيام را براى شما بيان نموده است ؟ » گفت : « نه . » فرمود : « بدانيد به خدا سوگند ! او ميداند كه آن پيام چيست ؛ اما به عمد ، آن را ميپوشاند . » مرد گفت : « اى فرزند رسول خدا ! خداوند مرا فدايت سازد ! آن پيام چه بوده است ؟ » فرمود : « خداوند در كتابش مردم را به نماز فرمان داده است ؛ اما مردم نميدانستند نماز چيست و چگونه بايد نماز بگزارند . خدا به پيامبرش محمد فرمان داد كه چگونگى نماز خواندن را براى آنان تبيين كند . او نيز كيفيت نماز را چنان كه خدا فرمان داده ، به روشنى برايشان تفسير و بيان نمود . نيز خداوند فرمان داد كه مؤمنان زكات بپردازند . اما آنان نميدانستند زكات چيست . رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) زكات را برايشان تفسير نمود و طلا و نقره و شتر و گاو و گوسفند و محصول زراعى را كه بايد زكات دهند ، روشن ساخت و همه چيزهايى را كه خداوند به عنوان زكات واجب ساخته بود ، براى امتش تفسير و تبيين نمود . نيز خداوند برايشان روزه را واجب ساخت و آنان
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 626
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٦٢٦