4 . ابنابيالحديد گويد : در سال 611 در بغداد نزد نقيب ابوجعفر يحيى بن محمد علوى بصرى حضور يافتم ، در حالى كه گروهى نزد وى بودند . يكى از آنان مشغول خواندن اغانى ابوالفرج بود . از مغيرة بن شعبه ياد گشت و مردم دچار چالش شدند . گروهى او را نكوهش و برخى ستايش كردند و عدهاى هم سكوت ورزيدند . يكى از فقيهان شيعه كه به علم كلام بر اساس رأى اشعرى ميپرداخت ، گفت : واجب است كه درباره صحابه و ماجراهاى ميان آنان سكوت كنيم . ابوالمعالى جوينى گفته است : « رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) از اين كار نهى نمود و فرمود : “ از گفتگو درباره ماجراهايى كه ميان اصحاب من گذشته ، پرهيز كنيد . ” نيز فرمود : “ اصحابم را به من واگذاريد . اگر كسى از شما ، به اندازه كوه اُحد ، طلا انفاق كند ، به سرحد فضيلتهاى يكى از آنان و حتى نيمى از آن فضيلتها نخواهد رسيد . ” نيز فرمود : “ اصحاب من همانند ستارگان هستند . به هر يك از آنان اقتدا كنيد ، راه هدايت را مييابيد . ” همچنين فرمود : “ بهترين افراد شما همان مردمى هستند كه من در ميانشان هستم ؛ سپس مردم پس از آنان و آنگاه ، مردم نسل بعد و باز نسل بعد . ” در قرآن نيز صحابه و تابعين ستايش شدهاند . رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) فرموده است : “ چه داني ؟ شايد خداوند بر بدريان جلوه كرده و فرموده است : هرچه خواهيد ، بكنيد ؛ كه من شما را آمرزيدم . ” از حسن بصرى نقل شده كه نزد وى از جمل و صفين ياد شد . او گفت : “ خداوند شمشير ما را از آن خونها بر كنار نمود . نبايد اكنون زبان خود را به آنها بيالاييم . ” ما از آن احوال خبر نداريم و حقيقت اخبار آنان بر ما پوشيده است . پس سزاوار نيست كه درباره آن چالش كنيم . حتى اگر يكى از آنها دچار خطا شده باشد ، واجب است كه حرمت صحابى بودن رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) برايش حفظ گردد . شرط جوانمردى است كه حرمت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) را درباره همسرش عايشه ، عمهزادهاش زبير ، و پاسدارش طلحه حفظ نماييم . چه چيزى بر ما بايسته ساخته كه يك مسلمان را لعن نماييم يا از او بيزارى جوييم ؟ لعن كردن يا بيزارى جستن ، چه ثوابى دارد ؟ خداوند در روز قيامت ، به مكلف نميگويد : چرا لعن نكردي ؟ بلكه ميگويد : چرا لعن كردي ؟ اگر كسى در همه عمرش به ابليس لعن نفرستد ، سركش و گناهكار نيست . اگر انسان به جاى لعن فرستادن ، از خدا
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 628
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٦٢٨