تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 625

مساهمون:

ص٦٢٥
ابان بن عياش گفته است : از حسن بصرى درباره علي ( عليه السلام ) پرسيدم . گفت : « درباره او چه گويم ؟ داراى پيشينه ديندارى و فضيلت و دانش و حكمت و فقه و رأى و سابقه همدمى با پيامبر و بزرگوارى و تحمل بلا در راه دين و علم و شايستگى قضاوت و نيز خويشاوندى با رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) بود . على در كار خود ، و الا بود . خدايش رحمت و صلوات فرستد ! » گفتم : « اى ابوسعيد ! آيا درباره كسى جز پيامبر ، از واژه صلوات استفاده مي‌كني ؟ » گفت : « هرگاه از مسلمانان ياد شود ، برايشان طلب رحمت كن و براى پيامبر و خاندانش و بهترين خانواده‌اش صلوات بفرست . » گفتم : « آيا او از حمزه و جعفر ، برتر است ؟ » گفت : « آري . » گفتم : « از فاطمه و فرزندانش نيز برتر است ؟ » گفت : « آري ؛ به خدا سوگند ! او از همه آل محمد برتر است . چه كسى است كه در اين شك كند ، حال آن كه خود رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) فرمود : پدر آن دو [ حسن و حسين ] از آن دو برتر است . او كسى است كه هرگز نامى از شرك و شراب‌نوشى در زندگي‌اش ديده نمي‌شود . رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) به فاطمه ( عليها السلام ) فرمود : تو را به ازدواج كسى درآوردم كه بهترين فرد امت من است . اگر كسى بهتر از وى يافت مي‌شد ، او را استثنا مي‌نمود . نيز رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) ميان اصحابش پيوند برادرى برقرار نمود و خودش را با على برادر ساخت . رسول خدا بهترينِ مردم است و بهترين فرد را را براى برادرى انتخاب كرد . » گفتم : « اى ابوسعيد ! پس اين سخنان چيست كه مردم درباره تو از بابت دشمنى با على مي‌گويند ؟ » گفت : « اى برادرزاده ! من جان خودم را از دست اين زورگويان حفظ مي‌كنم . اگر چنين نكنم ، مرا بر دار چوبين خواهند كشيد ! » ( شرح نهج‌البلاغه ، 4 / 95 ) 3 . حسن بصرى حديث رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) درباره خلافت علي ( عليه السلام ) را كتمان نمود . فخر رازى گويد : حسن از پيامبر روايت نموده است : « خداوند مرا به رسالتش برانگيخت و من از آن ، سينه‌ام تنگ شد و دانستم كه مردم و يهود و نصارى تكذيبم مي‌كنند و قريش به من خيانت مي‌ورزند . هنگامى كه اين آيه نازل گشت ، همه بيم و هراسم از ميان رفت . » ( التفسير الكبير ، 12 / 48 ) فخر رازى روايت حسن بصرى را دچار تحريف نموده و كلمات يهود و نصارى را به