با علي ( عليه السلام ) دشمنى داشت و او را نكوهش ميكرد . حماد بن سلمه از وى نقل كرده است : « اگر على در مدينه ، خرماى پست ميخورد ، بهتر از اين كارى بود كه در آن پاى گذاشته است . » نيز درباره وى گزارش كرده كه در شمار كسانى بود كه علي ( عليه السلام ) را يارى نكردند .
گزارش شده كه علي ( عليه السلام ) او را ديد ، در حالى كه مشغول وضوساختن همراه با وسواس بود . آبى بسيار بر اندامش ريخت و على به وى فرمود : « اى حسن ! آب بسيارى ريختي ! » حسن گفت : « اميرالمؤمنين هم خون بسيارى از مسلمانان ريخت ! » على فرمود : « آيا اين مايه رنجش تو شد ؟ » حسن گفت : « آري . » على فرمود : « همواره در رنجش بماني ! » گفتهاند كه او تا آخر عمر اندوهگين و غمزده بود .
البته همباوران ما در اين مورد از وى دفاع ميكنند و اين اتهام را نميپذيرند و بر اين باورند كه او از دوستاران على بن ابيطالب بود و به او بسيار احترام مينهاد . ابوعمر بن عبدالبر در كتابش كه با نام الاستيعاب فى معرفة الاصحاب شهرت دارد ، روايت نموده كه فردى از حسن بصرى درباره علي ( عليه السلام ) پرسيد . او پاسخ داد : « به خدا سوگند ! او از تيرهاى بر هدف نشسته خدا بر دشمنان ، انسان الهى اين امت ، داراى فضيلت و پيشينه ديندارى و خويشاوندى با رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) بود كه از امر خدا سرنپچيد و براى دين خدا از ملامت كسى بيم نورزيد و مال خدا را نربود . حق قرآن را ادا نمود و از اين رهگذر ، به گلستان سرسبز بهشت دست يافت . اين است على بن ابيطالب ، اى فرومايه ! »
واقدى گزارش نموده كه گمان داشتند حسن بصرى از علي ( عليه السلام ) رويگردان است . درباره وى از او پرسيدند و ديدند كه گمانشان درست نيست . او گفت : « چه گويم درباره كسى كه چهار ويژگى را در خود گرد آورده است : براى ابلاغ سوره برائت امين شمرده شد ؛ رسول خدا در غزوه تبوك درباره وى آن سخن [ حديث منزلت ] را فرمود كه بر اساس آن ، همه ويژگيهاى پيامبر جز نبوت را دارد ؛ رسول خدا به حفظ دو گرانمايه بعد از خودش وصيت نمود ، يكى كتاب خدا و ديگرى عترتش ؛ هيچ اميرى بر او حكم نراند ، در حالى كه بر غير او ، اميران حكم راندند . »
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 624
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٦٢٤