تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 621

مساهمون:

ص٦٢١
پس ، ديگر هرگز تشنه نگردند . چهره امام ايشان همچون آفتاب تابان است و چهره يارانش همانند ماه كامل و نور ستارگان آسمان . ” » - سپس ابوذر گفت : « آيا بر اين سخن گواهى نمي‌دهيد ؟ » گفتند : « گواهى مي‌دهيم . » او گفت : « من نيز بر اين از گواهانم . » يحيى گويد : عباد گفته است : « نزد خداوند گواه من باشيد كه ابوعبدالرحمن اين حديث را براى ما گفت . » ابوعبدالرحمن گفت : « نزد خداوند گواه من باشيد كه اين حديث را حارث بن حصيره براى من گفت . » حارث گفت : « نزد خداوند گواه من باشيد كه اين حديث را صخر بن حكم برايم گفت . » صخر بن حكم گفت : « نزد خداوند گواه من باشيد كه اين حديث را حيان برايم گفت . » حيان گفت : « نزد خداوند گواه من باشيد كه اين حديث را ربيع بن جميل برايم گفت . » ربيع گفت : « نزد خداوند گواه من باشيد كه اين حديث را مالك بن ضمره برايم گفت . » مالك بن ضمره گفت : « نزد خداوند گواه من باشيد كه اين حديث را ابوذر غفارى برايم گفت . » ابوذر نيز چنين گفت و افزود : رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) فرمود : « جبرئيل از خداى بزرگ برايم اين سخن را گفت . » ( الخصال ، 457 ) 6 . ابوموسى اشعرى در دشمنى با اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) زياده‌روى كرد و حديث رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) را تحريف نمود . از اين رو ، عمار با وى برخورد كرد و گواهى داد كه او از توطئه‌چينان قتل پيامبر در شب عقبه بوده است . امام ( عليه السلام ) نيز او را بر كنار ساخت و سامرى امت خواند . خود ابوموسى نيز اعتراف كرده كه رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) وى را گمراه‌گر خوانده است . از ابن‌مروديه با سندش ، از سويد بن غفله روايت شده است : در ساحل فرات ، با ابوموسى همراه بودم كه گفت : « از رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) شنيدم كه فرمود : “ بني‌اسرائيل دچار اختلاف گشتند و اختلافشان ادامه يافت تا آن‌گاه كه دو داور گمراه را انتخاب نمودند كه پيروانشان هم گمراه گشتند . شما نيز در كارهايتان دچار اختلاف خواهيد گشت و دو داور انتخاب خواهيد نمود كه گمراهند و پيروانشان گمراه خواهند بود . ” » گفتم : « پناه بر خدا كه تو يكى از آن دو باشي ! » ابوموسى پيراهنش را از تن درآورد و گفت : « خدا مرا از آن دور دارد ، همچنان