دروغ بندد . هرگاه عبدالله بن سبا را ياد ميكنم ، موى بر اندامم راست ميشود . او ادعايى گران نمود كه در حد وى نبود . خدايش لعنت كند ! به خدا سوگند ! علي ( عليه السلام ) بنده صالح خدا و برادر رسول خدا بود كه هرچه كرامت به دست آورد ، به دليل اطاعت از خدا و رسولش بود . خود رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) نيز هرچه كرامت به دست آورد ، به سبب اطاعت از خدا بود . »
با همين سند ، از محمد بن خالد طيالسي ، از ابنابينجران ، از عبدالله روايت شده كه امام صادق ( عليه السلام ) فرمود : « ما اهلبيت ، صدّيق هستيم ؛ اما كسانى هستند كه به ما دروغ ميبندند و به سبب دروغ بستن آنان ، صداقت ما نزد مردم مخدوش ميشود . رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) صادقترين مردم در بيان و رفتار بود ؛ اما مسيلمه به وى دروغ ميبست . اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) صادقترين كسى بود كه خدا پس از رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) آفريد ؛ اما كسى كه به وى دروغ بست و صدق او را نزد مردم وارونه نشان داد و به خدا افترا بست ، عبدالله بن سبا بود . » ( الرجال ، 1 / 323 )
نكته
اين روايات با قطعيت نشان ميدهند كه كسانى بودهاند كه اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) را خدا ميدانستهاند ؛ زيرا معجزاتى از وى ميديدند كه عقلشان از تفسير آن در تنگنا ميماند و از اين رو ، ادعا ميكردند كه او خود خداست . نخستين جلوه اين كسان ، قوم زط در بصره بودند كه از هنديان به شمار ميرفتند و در محيط رشد ايشان ، انسان و حيوان و درخت و سنگ به خدايى گرفته ميشد . آنان نزد امام ( عليه السلام ) آمدند و امام با زبان خودشان با ايشان گفتگو نمود . گفتند : « تو خود خدايي . » امام ( عليه السلام ) سخنشان را رد نمود و برايشان توضيح داد و خواست كه توبه كنند . برخى از اين ادعا دست كشيدند و بعضى اصرار نمودند . امام ( عليه السلام ) آنان را به قتل تهديد كرد و برايشان چاهى كند و دود آتش را بر آنان گشود . در اين حال برخى دست كشيدند و بعضى اصرار نمودند . پس آنان را كشت و چه بسا پيكرهاشان را هم به آتش كشيد .
سپس عبدالله بن سبا ظهور نمود كه دشمنان شيعه ، خواستههاى خود را در وى يافتهاند !
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 592
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٥٩٢