تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 595

مساهمون:

ص٥٩٥
زن سياه ، موجودى موهوم است و اگر هم واقعا وجود داشته ، داراى اين جايگاه كه مورخان ياد كرده و حضور پررنگش در زمان عثمان و سال اول خلافت على را ترسيم كرده‌اند ، نبوده است . او شخصيتى است كه دشمنان شيعه فقط براى شيعيان و نه براى خوارج ، ذخيره ساخته‌اند ! به گمان قوي ، دشمنان شيعه در روزگار امويان و عباسيان ، در موضوع عبدالله بن سبا مبالغه ورزيده‌اند تا از سويي ، بعضى از رفتارهاى منسوب به عثمان و كارگزارانش را مورد تشكيك قرار دهند و از ديگر سو ، على و شيعيانش را زشت جلوه دهند و برخى امور شيعيان را به يك يهودى بازگردانند كه اسلام آورد تا بر ضد مسلمانان ، حيله و فريب به كار گيرد . از اين زشت‌نمايي‌هاى دشمنان شيعه درباره آنان ، نمونه‌هاى بسيار توان يافت ! از همه اين‌ها نتيجه مي‌گيريم كه بايد راه احتياط را پيمود و مسلمانان صدر اسلام را برتر از آن دانست كه دين و سياست و عقل و حكومتشان بازيچه دست مردى شود كه از صنعا آمد و پدرش يهودى و مادرش سياه بود و نه به خاطر تمايل قلبي ، بلكه براى حيله و مكر و فريب ، اسلام آورد و آن‌گاه ، زمينه توفيق برايش فراهم شد و مسلمانان را بر ضد خليفه خود شوراند تا جايى كه به قتلش رساندند و پيش يا پس از آن ، ايشان را به احزاب و گروه‌هاى مختلف تقسيم كرد . هيچ يك از اين‌ها با عقل و منطق نقد ، سازگار نيست و روا نباشد كه تاريخ بر پايه آن استوار گردد ! ( الفتنة الكبري ، 90 و 134 ) از آن پس ، علامه سيد مرتضى عسكرى بيامد و بر پايه نظريه طه حسين ، ديدگاهش را بنا نهاد و مؤيداتى براى سخن او گرد آورد و كتابى با نام « افسانه عبدالله بن سبا » را در دو مجلد نگاشت و از آن پس نيز كتاب « صدوپنجاه صحابى دروغين » را به رشته تحرير درآورد . اما تحقيقات او قابل چون و چراست ؛ زيرا حكم‌هايى تند صادر نموده كه قابل تعميم به همه منابع رجال و تاريخ است و نيز با دليل‌هاى ناكافي ، اصل وجود عبدالله بن سبا و برخى افراد ديگر را نفى نموده است . از اين گذشته ، در موارد فراوان ، به موضوعاتى بيرون از دامنه اين موضوع پرداخته ، به گونه‌اى كه به اصل سخن آسيب زده است . البته انصاف بايد داد