تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 574

مساهمون:

ص٥٧٤
فرسنگ راه است ؟ در آن جا كه ابله ناميده مي‌شود ، جايى براى گردآورى زكات هست كه در آن ، هفتادهزار تن از امتم كشته خواهند شد و شهيدانشان همانند شهيدان روز بدر همراه من هستند . ” » منذر به وى گفت : « اى اميرالمؤمنين ! پدر و مادرم فدايت ! چه كسى آنان را مي‌كشد ؟ » فرمود : « آنان را جنيان مي‌كشند كه گروهى همانند شياطين هستند و رنگ‌هايى سياه دارند و بدبويند و تندخلق و كم‌جامه . خوشا به حال كسى كه آنان را بكشد و خوشا به حال كسى كه آنان وى را بكشند ! در آن روزگار ، گروهى براى نبرد با آنان بسيج مي‌شوند كه نزد متكبران آن دوره خوارند و در زمين ناشناخته و در آسمان مشهورند . آسمان و آسمانيان و نيز زمين و زمينيان بر ايشان خواهند گريست . ” » آن‌گاه ، چشمانش پر از اشك شد و فرمود : « واى بر تو اى بصره ، از سپاهى كه نامحسوس مي‌آيد و غبارى ندارد ! » منذر به او گفت : « اى اميرالمؤمنين ! پيش از آن غرق شدن كه گفتي ، چه بر سر آنان خواهد آمد ؟ نيز فرق ميان ويح و ويل [ كه در سخنت به كار بردي ] چيست ؟ » امام ( عليه السلام ) فرمود : « اين‌ها ، دو دروازه‌اند . ويح دروازه رحمت است و ويل دروازه عذاب . اى ابن‌جارود ! آري ؛ شورش‌هاى بزرگ رخ خواهد داد . در يكى از آن‌ها ، گروهى يكديگر را مي‌كشند . نيز فتنه‌اى رخ مي‌دهد كه در آن ، خانه‌ها و اين ديار ويران مي‌شود و مال‌ها به غارت مي‌رود و مردان كشته و زنان اسير مي‌شوند و سرشان بريده مي‌گردد ! اى واى از ماجراى آن زنان كه بس شگفت است ! از آن ماجراها يكى اين است كه درآيد در آن ، دجال بزرگ يك چشم كه ديده راستش بسته است و ديده ديگرش چون تكه گوشت سرخ از حدقه برآمده مانند يك دانه انگور بر روى آب است . به دنبال وى كسانى باشند كه در ابله شهيد شوند و انجيل آن‌ها در گردنشان باشد . كشته شود هر كه كشته شود و بگريزد هر كه بگريزد . سپس زمين‌لرزه سخت ، بعد باران سنگ ، آن‌گاه فرورفتن زمين ، سپس مسخ شدن . بعد گرسنگى سخت و سپس مرگ سرخ در پيش است كه همان غرق‌شدن است .
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 574 | الشيخ علي الكوراني العاملي / سيد ابو القاسم حسينى ( ژرفا )