تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
اى منذر ! بصره را در كتب پيشين سه نام ديگر است كه جز دانشمندان ندانند . يكى خريبه ، ديگرى تدمر ، و سومى مؤتفكه [ هر سه برگرفته از معناى ويرانى و سقوط ] . اى منذر ! سوگند به آن كه دانه را شكافت و آدمى را پديد آورد ! اگر خواهم ، خبرتان دهم كه تا روز قيامت ، كدام مكان‌ها و چه هنگام ، يكايك ويران خواهند شد و چه زمانى بازسازى خواهند گشت . از اين چيزها نزد من دانشى انبوه است . اگر از من پرسيد ، خواهيد ديد كه به همه آن‌ها آگاهم و در هيچ دانشى به خطا نمي‌روم . دانش قرون پيشين و زمان‌هاى آينده تا روز قيامت ، نزد من وديعه نهاده شده است . » مردى برخاست و گفت : « اى اميرالمؤمنين ! مرا خبر ده از اهل جماعت و اهل پراكندگى و اهل سنت و اهل بدعت ! » امام ( عليه السلام ) فرمود : « واى بر تو ! اكنون كه سؤال نمودى ، جواب را از من درياب و روا نيست كه پس از من ، از ديگرى در اين زمينه سؤال كني . اهل جماعت ، من و پيروانم هستيم ، هرچند اندك باشند . اين جماعت بر حقند ، به امر خدا و رسولش . اهل پراكندگي ، مخالفان منند و مخالفان پيروان من ، هر چند بسيار باشند . اهل سنت ، آن جماعتند كه متمسك گردند به آن چه خدا و پيامبر براى ايشان سنت گردانيده است ، نه عمل كنندگان به رأى و هوس خود ، هرچند بسيار باشند . گروه نخست آن جماعت ، گذشتند و گروه‌هايى باقى مانده‌اند كه خدا نابودشان كند و از زمين برافكندشان ! و توفيق از خداست . » ( شرح نهج‌البلاغه ، 1 / 289 ؛ 3 / 17 ) نكته بخشى از اين خطبه در الاحتجاج ( 1 / 250 ) از ابن‌عباس روايت شده و همانند همان خطبه پيشين ، مرسل و بدون سند است و نمي‌توان به آن استناد نمود ، مگر بخش اول خطبه تا اين فرمايش امام : « همانند سينه پرنده در موج‌خيز دريا . » اين بخش را محدثان و مورخان روايت كرده‌اند و سخنى از وى كه درباره شورش صاحب زنج دارد ، تأييدگر آن است . نيز خطبه ديگرش آن را تأييد مي‌كند : « فتنه‌هايى چون تاريكى شب در پيش است كه نه نيرويى تواند با آن بستيزد و نه شكست خورد و بگريزد . همچون شتر مهار كرده و