است و من رسول خدا هستم ؛ اما با سنت مخالفت مينمايند . ” گفتم : “ اى رسول خدا ! در حالى كه آنان به همان چيزى گواهى ميدهند كه من ميدهم ، پس بايد بر چه اساس با آنان نبرد كنم ؟ ” فرمود : “ به دليل بدعت نهادن در دين و مخالفت با فرمان خدا . ” گفتم : “ اى رسول خدا ! آيا اين همان است كه در روز اُحد ، هنگامى كه شمارى از مسلمانان شهيد شدند و من از آن رويداد ، سخت اندوهگين گشتم ، به من فرمودي : اى صدّيق ! تو را بشارت باد كه شهادت را در پيش داري . ” و من گفتم : “ از خدا ميخواهم كه شهادت را نزد تو ، زودتر نصيبم فرمايد . ” فرمود : « آنگاه ، چه كسى با پيمانشكنان و ستمگران و از دين بيرون شدگان نبرد نمايد ؟ بدان كه من تو را به شهادت وعده دادم و حتما چنين خواهد شد . در آن حال كه اين ضربت خواهد خورد و آن از اين خضاب بندد ، چگونه صبر خواهى نمود ؟ ” و به ريش و سرش اشاره نمود . گفتم : “ اى رسول خدا ! پدر و مادرم فدايت باد ! اين از موارد صبر نيست ؛ بلكه از موارد بشارت و شكر است . ” فرمود : “ اى علي ! تو بعد از من ميمانى و به امتم مبتلا ميگردى و روز قيامت با تو به دادخواهى خواهند برخاست . پس پاسخى فراهم ساز ! ” گفتم : “ پدر و مادرم فدايت باد ! برايم اندكى بيان فرما ! ” فرمود : “ اى علي ! پس از من ، مردم دچار فتنه خواهند شد و به نژاد و اموال خود افتخار مينمايند و خودشان را پاك به حساب ميآورند و دين خود را بر خداى خويش منت مينهند و با اين حال ، رحمت وى را آرزو دارند و خود را از عذابش در امان ميشمارند ! حرام خدا را با شبهات دروغين حلال ميشمرند و شراب را به اين بهانه كه آب انگور است ، روا ميدانند . رشوه را به اسم هديه حلال ميكنند و ربا را به اسم بيع . از زكات مانع ميشوند . خواهان نيكى هستند ؛ اما در همين حال ، امورى فاسقانه را برميگيرند كه هرگز نيكو نيست . كار خود را به سفيهان ميسپارند و از ستم و خطا ، بسيار پيروى ميكنند . بدين سان ، نزدشان حق به باطل ، و باطل به حق تبديل ميگردد و در باطل يكديگر را يارى ميكنند و آن را بر زبانشان جارى ميسازند و عالمان را نكوهش ميكنند و آنان را به ريشخند ميگيرند ! پس در خانه خود بمان تا هنگامى كه كار را بر عهده گيري . هنگامى كه عهدهدار كار شوي ، سينهها بر تو به جوش آيد و كارها برايت وارونه گردد . در آن حال ، براى پاسدارى از تأويل
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 564
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٥٦٤