تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 562

مساهمون:

ص٥٦٢
ايشان رو به مقام ابراهيم است ، جايى كه امام جماعت در مكه مي‌ايستد . قاريانش از همه به قرآن آشناتر ، عابدانش از همه پارساتر ، زاهدانش از همه زهدپيشه‌تر ، عالمانش از همه داناتر ، صدقه‌پردازانش از همه نيكوصدقه‌تر ، تاجرانش از همه در تجارت تواناتر و راستگوتر ، ثروتمندانش از همه بخشنده‌تر و متواضع‌تر ، و بزرگانش از همه خوش‌خلق‌تر هستند . در همسايه‌دارى بهترين مردمند و در امورى كه به آنان ربطى ندارد ، خود را كم‌تر از ديگران به زحمت مي‌اندازند و به نماز جماعت بيش از ديگران اهميت مي‌دهند . ميوه‌هايشان پربارترين ، اموالشان بيشترين ، كودكانشان زيرك‌ترين ، و زنانشان قانع‌ترين و شوهردارترين هستند . از آن جا تا قريه‌اى به نام ابله ، چهار فرسنگ است . كنار مسجد جامع ابله در مكان گرد آوردن زكاتشان ، چهل هزار تن از امت من شهيد خواهند شد و آن شهيدان همانند كسانى هستند كه در نبرد بدر همراه من به شهادت رسيدند . ” » منذر گفت : « اى اميرالمؤمنين ! پدر و مادرم فدايت ! آنان را چه كسانى مي‌كشند ؟ » فرمود : « جنيان كه قومى همانند شياطين هستند با رنگ‌هايى سياه و بوي‌هاى بد و حمله‌هاى سخت و جامه‌هاى اندك . خوشا به حال كسى كه آنان را بكشد و نيز كسى كه به دست آنان كشته شود ! [ انگار آنان را مىنگرم كه صورت‌هايشان مانند سپرهاى چندلايه و سخت است . ابريشم و ديبا مىپوشند . اسب‌هاى اصيل ، يدك مىكشند . چنان كشتار به راه مىاندازند كه زخمى از روى كشته عبور مىكند و فرارى از اسير كمتر است ! فتنه‌هايى است مانند پاره‌هاى شب تاريك كه كسى در برابرش به پا نخيزد و پرچمى از آن برگردانده نشود . اين فتنه‌ها همچون شتر مهار زده‌اى به سوى شما مىآيند كه جهاز بر پشتش گذاشته شده و ساربانش آن را مىكشد و سوارش آن را شتابان مىراند . گروهى با آنان در راه خدا مىجنگند كه نزد گردنكشان خوار و پست مىنمايند . بدانيد به حق پدر و مادرم ! كه آنان شمارشان اندك است و نامشان در آسمان معروف و در زمين ناشناخته است ! آسمان و آسمانيان و نيز زمين و زمينيان بر آنان مي‌گريند . هنگامى پيدايش آنان نزديك مي‌شود كه صاحبان نژادهاى گوناگون ميان شما افزون گردند و نبطيان چيره شوند . در آن حال ، عراق ويران گردد و آن زمانى است كه شهرهايى بنا شوند كه درختان شوره‌گز و جوي‌ها دارند و