موج دريا يا شترمرغى كه بر سينه نشسته است . خداوند از فراز و فرود اين شهر بر آن عذاب خواهد فرستاد و هر كه در آن باشد ، غرق خواهد گشت . هر كه در آستانه غرق شدن نجات يابد ، به سبب رحمت خداست كه برايش پيشى گرفته و هر كه در آن غرقه بماند ، به سبب گناه خود اوست . پس واى بر تو اى بصره كه در آن حال ، سپاهى از كيفر خدا به سراغت آيد كه نه غبار و نه صدا دارد . خداوند مردمت را به مرگ سرخ و گرسنگى شديد مبتلا خواهد كرد ! واى بر كوچههاى آباد و خانههاى زينتيافته شما كه ايوانهايى چون بال كركسان و ناودانهايى چون خرطوم فيلان دارد ! كه بر كشتگانتان كسى نخواهد گريست و بر فقدان از دست رفتگانتان كسى دريغ نخواهد گفت ! »
احنف بن قيس برخاست و گفت : « اى اميرالمؤمنين ! آن بلا چه هنگامى رخ خواهد داد ؟ »
امام ( عليه السلام ) فرمود : « اى ابوبحر ! تو آن هنگام را درك نخواهى كرد . ميان تو و آن روزگار چند قرن فاصله خواهد بود . اما حاضران شما به غايبانتان خبر دهند تا به برادران خود بگويند كه وقتى خانههاى تيرچوبى شما به خانههاى استوار و بيشههايش به قصر تبديل شوند ، بايد از آن گريخت و شما را آن روز بصيرتى نباشد ! اى احنف ! گويا او [ صاحب زنج ] را مىبينم كه سپاهى را به حركت درآورده كه نه غبار دارد و نه هياهو و نه صداى لجام مركبها و نه شيهه اسبان ! با پاهاى خود كه همچون پاهاى شترمرغان است ، از زمين غبار برمىانگيزند . »
سپس امام ( عليه السلام ) به سمت راست خود روى برگرداند و فرمود : « ميان شما و ابله چه اندازه راه است ؟ » منذر بن جارود پاسخ داد : « پدر و مادرم فدايت ! چهار فرسنگ راه است . » فرمود : « راست ميگويي . سوگند به آن كه محمد ( صلى الله عليه وآله ) را برانگيخت و كرامت نبوت بخشيد و رسالت را ويژه او ساخت و روحش را به بهشت شتابان برد ! از وى اين سخن را شنيدم ، همان سان كه شما اكنون از من ميشنويد : “ اى علي ! سرزمينى فتح خواهد شد كه نامش بصره است . قبلهاش مستقيمترين قبلهها در ميان سرزمينهاى گوناگون است . قبله
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 561
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٥٦١