باشد . البته بيشتر اين سخن ، مرسل و بدون سند است . متن اين خطبه چنين است :
ستايش خداوندى را سزاست كه صفتى بر صفت ديگرش پيشى نگرفته تا بتوان گفت : پيش از آن كه آخر باشد ، اوّل است و قبل از آن كه باطن باشد ، ظاهر است . هر واحد و تنهايى جز او ، اندك ؛ هر عزيزى جز او ذليل ؛ هر نيرومندى جز او ضعيف و ناتوان ؛ هر مالكى جز او بنده ؛ هر عالمى جز او دانشآموز ؛ هر قدرتمندى جز او ، گاهى توانا و زمانى ناتوان ؛ هر شنوندهاى جز او ، در شنيدن صداهاى ضعيف ، كر و برابر صداهاى قوى ، ناتوان است و آوازهاى دور را نمىشنود . هر بينندهاى جز خدا ، از مشاهده رنگهاى ناپيدا و اجسام بسيار كوچك ناتوان است . هر ظاهرى غير از او ، ناپوشيده ، و هر پنهانى جز او ناآشكار است . مخلوقات را براى تقويت فرمانروايى يا ترس از پيشامدهاى روزگار يا بيم از نابودى و كاستى يا يارى گرفتن در مبارزه با همتاى خود يا فخر و مباهات بر شريكان يا ستيزهجويى با مخالفان نيافريده است ؛ بلكه همه ، آفريدههاى تحت اختيار كامل او و بندگان خوار وى هستند .
اما بعد ؛ - اى مردم ! همانا خداوند آمرزنده و مهربان و عزيز و انتقامكش و داراى رحمت پهناور و آمرزش هميشگى و گذشت بسيار و كيفر دردناك است . مقرر فرموده كه رحمت و آمرزش و گذشت او براى بندگان فرمانبرش باشد و خشم و قهر و كيفرش براى بندگانى باشد كه فرمانش نبرند و در دينش چيزى را بدعتگرانه بيفزايند كه از دين نيست . صالحان به رحمت وى دست يابند و گمراهان پس از رسيدن هدايت و نشانههاى روشن ،
گمراه گردند .
اى مردم بصره و بُصيره ! اى اهل سبخه [ شورهزار ] و خريبه و ويراني ! اى بازماندگان ثمود ! اى اهل سرزمين ويران شده كه مردمش سه بار در روزگاران نابود گشتند و بار چهارمش را نيز خدا كامل خواهد ساخت ! اى اهل بيمارى سخت ! شما سپاهيان آن زن و پيروان آن چهارپا شديد ! آن حيوان بانگ برآورد و شما نيز اجابت كرديد ؛ پى گشت و شما هم گريختيد . اخلاق شما پست ، پيمان شما از هم گسسته ، دين شما دورويى ، و
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 559
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٥٥٩