تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 540

مساهمون:

ص٥٤٠
سوگند صادقانه ! اگر به من خبر رسد كه در بيت‌المال مسلمانان ، در مالى اندك يا بسيار ، خيانت ورزيده‌اى ، چنان بر تو سخت‌گيرى كنم كه تهيدست و سنگين‌بار و فرومايه شوي ! والسّلام . » ( نهج‌البلاغه ، 3 / 19 )

با مردم گشاده‌رو باش !

هنگامى كه امام ( عليه السلام ) عبدالله بن عباس را بر بصره گماشت ، به او وصيت فرمود : « با مردم ، به هنگام ديدار و در مجالس رسمى و در مقام داورى ، گشاده‌رو باش و از خشم بپرهيز ؛ كه خشم ، نوعى سبك‌مغزى به تحريك شيطان است . بدان كه آن چه تو را به خدا نزديك مىسازد ، از آتش دوزخ دورت مي‌كند و آن چه تو را از خدا دور مىسازد ، به آتش دوزخ نزديكت مىكند . » ( نهج‌البلاغه ، 3 / 136 )

آن چه از امت ، پس از پيامبرش كشيدم !

سليم بن قيس هلالى گويد : در حضور اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) بودم هنگامى كه پس از پيروزى بر جمليان به خانه زياد بن عبيد رفت . خانه پر از اصحاب رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) بود كه در ميانشان عمار و ابوهيثم بن تيهان و ابوايوب و شمارى از رزمندگان بدر كه حدود هفتاد نفر مىشدند ، حضور داشتند . زياد هم در اتاقى بزرگ مانند مهمانسرا نشسته بود . در اين هنگام ، مردى نامه‌اى از يكى از شيعيانش در شام براى او آورد : « معاويه مردم را به بسيج فراخوانده و آنان را براى خونخواهى عثمان دعوت نموده است . از جمله سخنان تحريك‌گرش اين است : على ، عثمان را كشته و قاتلان او را پناه داده است و بر ابو بكر و عمر طعن مىزند و ادّعا مىكند خليفه پيامبر است و از ابو بكر و عمر به خلافت سزاوارتر بوده است . توده مردم و قاريان قرآن بسيج شده‌اند و جز عده اندكي ، اطراف معاويه گرد آمده‌اند . » امام ( عليه السلام ) پس از سپاس و ستايش خدا ، فرمود : « امّا بعد ؛ من چه چيزها از اين امت ، پس از رحلت پيامبرشان ديده‌ام ! عمر و يارانش بر ضد من متّحد شدند و ابو بكر را به پا داشتند