قاضى مغربى گويد : علي ( عليه السلام ) او را روز جمل اسير ساخت و سپس بر وى امتنان نموده ، آزادش كرد . اما مروان اين لطف را پاس نداشت ؛ بلكه به معاويه ملعون پس از قدرت يافتنش مشورت داد كه قبر على - صلوات الله عليه - را بشكافد و اين شعر آن فرد نخست را شاهد آورد :
برادرشان از آن قبيله را [ كه مسلمان شده بود ] در گودال پنهان كنيد و زير سرش بالشى از خاك نهيد ؛ اما عامر را [ كه كافر بود ] بدون بالش خاك رها نماييد !
بدين سان ، او را به نبش قبر علي ( عليه السلام ) تشويق نمود ؛ چرا كه از كشتگان بدر از بنيعبدشمس ياد نمود كه در حال كفر كشته شده و مدفون نگشته بودند . ( شرح الاخبار ، 3 / 161 )
امام ( عليه السلام ) در مورد آنان همان روش رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) درباره مشركان مكه را به كار بست
از ابوحمزه ثمالى نقل شده است : به على بن حسين ( عليه السلام ) گفتم : « علي ( عليه السلام ) در مورد مسلمانان به خلاف روش رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) درباره مشركان ، عمل نمود ! » امام به خشم آمد و نشست و سپس فرمود : « به خدا سوگند ! درباره آنان به همان روش رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) در روز فتح مكه عمل كرد . در نبرد جمل ، به مالك كه پيشقراول سپاه بود ، نوشت : “ به كسى كه در حال پيشروى نيست ، ضربتى زده نشود و گريختگان تعقيب نگردند و مجروحان كشته نشوند . هر كس در خانهاش را بسته ، در امان است . ” مالك نامه را گرفت و آن را پيش از خواندن ، مقابل خود ، روى زين قرار داد . سپس گفت : “ بكشيد ! ” و آنان را كشت تا به كوچههاى بصره عقب نشستند . آنگاه ، نامه را گشود و به جارچى دستور داد كه فرمان امام ( عليه السلام ) را جار بزند . » ( الكافي ، 5 / 33 )
سپاه بيغبار و نامحسوس !
امام ( عليه السلام ) در سخنى خطبهگونه فرمود : « فتنههايى چون تاريكى شب كه نيرويى نمىتواند برابر آن بايستد و كسى نتواند پرچمهاى آن را پايين كشد ، به سوى شما مىآيد ، همچون