تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
او در زمره كسانى بود كه بر عثمان شوريدند . علي ( عليه السلام ) در نبرد جمل فرمود : « چه كسى بر آن شتر يورش مي‌آورد ؟ » هند بن عمرو جملى مرادى دعوت امام را پذيرفت ؛ اما عمار بن يثربى راه را بر او بست و به قتلش رساند . سپس علباء بن هيثم يورش آورد و ابن‌يثربى راه را بر او بست و وى را نيز كشت . طبرى گويد : على گفت : « چه كسى بر آن شتر يورش مي‌آورد ؟ » هند بن عمرو ، سپس سيحان بن صوحان ، و آن‌گاه ، علباء بن هيثم يورش آوردند . ابن‌اعثم گويد : عمرو بن يثربى از جمليان به ميدان آمد و ميان دو سپاه نزديك به شتر ايستاد . سپس مبارز خواست و هماورد طلبيد . علباء بن هيثم از ياران على به كارزار وى رفت . عمرو بر او تاخت و به قتلش رساند . ( مكاتيب الائمه ، احمدي ، 1 / 169 ) بلاذرى گويد : عمرو بن يثربى ضبي ، سه تن از ياران على را كشت : زيد بن صوحان عبدى با كنيه ابوعايشه ، علباء بن هيثم سدوسى از ربيعه ، هند بن عمرو بن جدراة جملى از مراد . همو چنين رجز خواند : هر كه مرا نمي‌شناسد ، بداند كه ابن‌يثربى هستم ، قاتل علباء و هند جملي ؛ و ابن‌صوحان كه بر آيين على بودند . هند جملى كه تا لحظه كشته شدن ، جنگيد ، چنين رجز مي‌خواند : با تيغ شمشيرم همه توانم را در پيكار به كار مي‌گيرم و در كنار آن شتر پالان‌پوش مي‌جنگم . اگر به سوى من يورش آوريد ، يورش خواهم آورد . ( انساب الاشراف ، 2 / 244 ) ابن‌ابي‌الحديد نقل نموده كه خالد بن معمر سدوسي ، علباء بن هيثم را تشويق نمود كه از على جدا شود و به معاويه پيوندد و به او گفت : « اى علباء ! درباره خاندانت از خدا بترس و مراعات حال خودت و خويشانت را بنما . به چه اميد بسته‌اى نزد مردى كه از او خواستى تا چند درهم اندك به سهم حسن و حسين كه دچار تنگناى معيشت بودند ، بيفزايد و او نپذيرفت و خشم گرفت ؟ » نويسنده مكاتيب الائمه گويد : اين ماجرا اگر راست باشد ، بر اخلاص عظيم پيروان و