تيزش پيكرها را ميشكافد .
هم شوكت دارد و هم بس بخشنده و كريم است و از او كرمهاى فراوان ديدهاند . »
ابنعباس به صعصعه گفت : « اى زاده صوحان ! تو شكافنده دانش عربي ! »
( مروج الذهب ، 3 / 46 )
2 . سيحان همراه برادرش زيد در نبرد جمل به شهادت رسيد . مورخان ياد كردهاند كه اين افراد در كوفه به سخن پرداختند و مردم را براى يارى اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) در نبرد جمل برانگيختند : امام حسن ( عليه السلام ) ، عمار بن ياسر ، اَشتر ، زيد بن صوحان ، سيحان بن صوحان .
طبرى گويد : سيحان گفت : « اى مردم ! خلافت و ولايت بر مردم را بناچار كسى بايد بر عهده گيرد و ظالم را براند و مظلوم را عزيز دارد و مردم را متحد سازد . اين والى شماست كه شما را دعوت نموده تا در اين درگيرى با دو رقيبش [ طلحه و زبير ] چاره بينديشد . اوست كه مايه امان امت است و دين را بسيار خوب ميفهمد . هر كه با وى همراه شود ، ما نيز با او همراهيم . » ( تاريخ طبري ، 3 / 498 )
وى در آن نبرد با دو برادرش شركت نمود . هنگامى كه اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) يارانش را دعوت كرد تا بر آن شتر بتازند و آن را پى كنند و مردم را از شرش نجات دهند ، فرزندان صوحان در پيشاپيش استجابت كنندگان دعوتش قرار داشتند . زيد هجوم آورد و جنگيد و شهيد شد . برادرش سيحان پرچم را به دست گرفت و به سوى شتر رفت و او نيز شهيد گشت .
گزارش شده است كه زيد ، خود ، و پيش از آن دعوت به مبارزه برخاست .
3 . ثقفى گويد : ماجراى عبدالقيس عجيب است . آنان بعد از نبرد اياد ، دو دسته شدند . يك دسته در عمان قرار گرفتند و آن جا گسترده شدند و خطيبان عرب از آنانند . يك دسته نيز در بحرين جاى گرفتند و در آن سرزمين پخش گشتند و آنان شاعرترين قبيله عربند . اما آنگاه كه در صحرا و در خاستگاه فصاحت بودند ، چنين نبودند ؛ و اين عجيب است . از خطيبان نامآورشان اين افراد هستند : صعصعة بن صوحان ، زيد بن صوحان ، سيحان بن صوحان ، صحار بن عياش . صحار از هواداران عثمان بود و فرزندان صوحان از
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 510
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٥١٠