علامه مجلسى گويد : از نيكان خاص بود كه روز جمل كشته شد و از ياران اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) بود . هنگامى كه در نبرد جمل بر زمين افتاد ، اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) به وى فرمود : « خدايت رحمت كند اى زيد ؛ كه سبكبار و بزرگياورى بودي . » ( خلاصة الاقوال ، 147 )
سيد شرفالدين سخنى دارد كه خلاصه آن چنين است : صعصعة بن صوحان بن حجر بن حارث عبدى كسى است كه امام ابنقتيبه ( المعارف ، 206 ) وى را در شمار مردان نامآور شيعه ياد كرده است . ابنسعد در الطبقات گويد : « در كوفه از صاحبان رأى و تصميم به شمار ميرفت و سخنور و از ياران على بود و همراه وى در جمل حضور يافت و خودش و برادرانش زيد و سيحان شهيد شدند . سيحان ، پيش از صعصعه ، خطيب بود و در نبرد جمل پرچم را به دست داشت و در همان حال كشته شد . سپس زيد آن را به دست گرفت و كشته گشت . آنگاه ، صعصعه آن را به دست گرفت . »
ابنعبدالبر در الاستيعاب از او ياد نموده و گفته است : « از بزرگان قوم خود يعنى عبدالقيس و زبانآور و خطيب و عاقل و سخنور و ديندار و فاضل و پخته بود . »
بيترديد ، پسران صوحان از سران عرب و قطبهاى فضيلت و اصالت بودند . ابنقتيبه آنان را در شمار نامآوران بزرگ و قدرتمند ياد كرده و گفته است : « پسران صوحان ، زيد و صعصعه و سيحان از بنيعبدالقيس بودند . زيد از نيكان بود و در حديث آمده كه پيامبر فرمود : “ زيد ، نيكو انسانى است كه دستش بريده ميشود . جندب نيز نيكو انسانى است . ” گفتند : “ اى رسول خدا ! آيا از دو مرد ياد ميكني ؟ ” فرمود : “ يكى از آن دو ، دستش پيش از خودش به بهشت ميرود . ديگرى هم ضربتى ميزند كه با آن ميان حق و باطل جدايى ميافتد . ” يكى از آن دو ، زيد بن صوحان بود كه در نبرد جلولاء دستش قطع گشت و سپس در نبرد جمل همراه علي ( عليه السلام ) شهيد شد و گفت : “ اى اميرالمؤمنين ! ميدانم كه كشته خواهم شد . ” امام فرمود : “ اى ابوسلمان ! چه كسى اين خبر را به تو داده است ؟ ” گفت : “ ديدم كه دستم از آسمان فرود آمد و مرا به سوى خود كشيد ! ” او را عمرو بن يثربى كشت . »
پوشيده نيست كه خبر دادن رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) از پيشگامى دست زيد بر ديگر اعضاى
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 494
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٤٩٤