تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
و جان خود را نجات داد . گفته‌اند : مهار آن شتر را هفتاد تن از قريش به دست گرفتند كه همه كشته شدند و هيچ كس مهار آن را به دست نگرفت ، جز اين كه خونش ريخته شد يا دستش قطع گشت . بني‌ناجيه پيش آمدند و مهار شتر را گرفتند و هر كس كه مهار را به دست مي‌گرفت ، عايشه مي‌پرسيد : « اين كيست ؟ » درباره آنان نيز پرسيد . گفتند : « اينان بني‌ناجيه هستند . » عايشه گفت : « اى بني‌ناجيه ! صبر پيشه كنيد ؛ كه من در شما شمايل قريش را مي‌بينم . » گفته‌اند كه در نسب رساندن بني‌ناجيه به قريش ، ترديد بود . و همه آنان پيرامون وى كشته شدند . ابومخنف گفته است : اسحق بن راشد ، از عبدالله بن زبير براى ما نقل كرد : « روز جمل سي‌وهفت زخم از شمشير و نيزه و تير برداشتم و هرگز مانند آن روز نديدم . هر دو سپاه همچون كوه‌هاى پابرجا بودند . » نيز ابومخنف گويد : مردى برخاست و به سوى على رفت و گفت : « اى اميرالمؤمنين ! چه فتنه‌اى از اين بزرگ‌تر باشد ؟ رزمندگان بدر با شمشير به سوى يكديگر يورش مي‌آورند ! » علي ( عليه السلام ) فرمود : « واى بر تو ! آيا اين فتنه است ، حال آن كه من امير و راهبرش هستم ؟ سوگند به آن كه محمد را به حق برانگيخت و كرامتش بخشيد ! من نه دروغ گفته‌ام و نه دروغى به كسى نسبت داده‌ام . نه گمراه شده‌ام و نه مايه گمراهى كسى گشته‌ام . نه لغزيده‌ام و نه كسى را لغزانده‌ام . من بر حجت روشن از خداوندم حركت مي‌كنم كه خدا آن را براى رسولش آشكار نموده و رسولش نيز براى من آشكار فرموده است . روز قيامت در حالى مرا فرامي‌خوانند كه هيچ گناهى ندارم . اگر هم گناهى داشته باشم ، همين نبردى كه با آنان كرده‌ام ، كفاره آن گناه است . » ( شرح نهج‌البلاغه ، 1 / 265 ) 18 . بلاذرى سخنى دارد كه چكيده آن چنين است : پس از كشته شدن طلحه ، مردم نزد عايشه و پيرامون شترش گرد آمدند . نخستين كسى كه مهارش را به دست گرفت ، زفر بن حرث كلابى بود . نبرد شدت گرفت و از ازديان دوهزار و پانصد و پنجاه و دو مرد ، از بكر بن وائل هشتصد تن ، از بني‌ضبه پانصد تن ، و از بني‌تميم هفتصد تن كشته شدند .