16 . ابنابيالحديد گويد : از سخنان شيواى امام ( عليه السلام ) در نبرد جمل ، آن است كه كلبي ، از مردى از انصار گزارش كرده است : در نبرد جمل ، من در صف اول ايستاده بودم و ديدم كه علي ( عليه السلام ) بيامد . من رويم را به سوى وى چرخاندم . گفت : « مَثراى اين مردم كجاست ؟ » گفتم : « اين جا به سوى عايشه . » كلبى گويد : مقصود وى از اين واژه اين است : چند نفرند و انبوه ايشان كجا هستند ؟ « مال ثَري » بر وزن فعيل ، مال فراوان را گويند . مرد « ثروان » و زن « ثروي » به معناى ثروتمند نيز از همين ريشه است . تصغير اين واژه ، « ثريا » است . اين كه گفتهاند : « الصدقة مثراة للمال » نيز يعني : صدقه ، مال را افزايش ميدهد .
ابومخنف گفته است : علي ( عليه السلام ) به اَشتر پيام داد : « به جناح چپ آنان حمله نما ! » اَشتر به آن جناح كه هلال بن وكيع فرماندهش بود ، حمله نمود و ميانشان جنگى سخت درگرفت و هلال به دست اَشتر كشته شد . در اين حال ، جناح چپ سپاه به سوى عايشه روى نمود و به او پناه برد . عمده اين افراد از بنيضبه و بنيعدى بودند . آنگاه ، افراد ازد و بنيضبه و ناجيه و باهله ، به سوى شتر روى نهادند و آن را در بر گرفتند و افراد در اطراف آن ، به نبردى سخت پرداختند . در اين ميان ، كعب بن سور قاضى بصره كشته شد . تيرى تيز به سوى وى پرتاب گشت و او را كشت ، در حالى كه مهار شتر در دستش بود . سپس عمرو بن يثربى ضبى كه تكسوار و دلير جمليان بود ، به قتل رسيد ، از آن پس كه شمارى بسيار از ياران علي ( عليه السلام ) را به قتل رساند .
گفتهاند : عمرو مهار شتر را به دست گرفت و سپس آن را به پسرش سپرد و مبارز طلب نمود . علباء بن هيثم سدوسي ، به سوى وى رفت و عمرو او را كشت . آنگاه ، ديگربار مبارز خواست . هند بن عمرو جملى به نبرد با وى آمد و عمرو او را نيز كشت . سپس باز مبارز طلبيد . زيد بن صوحان عبدى به علي ( عليه السلام ) گفت : « اى اميرالمؤمنين ! من دستى از آسمان ديدم كه به سويم دراز شد و ندا داد : “ نزد ما بيا ! ” من به نبرد با ابنيثربى رهسپارم . اگر مرا بكشد ، مرا با پيكر خونين دفن نما و شستشويم نده ؛ كه ميخواهم نزد خداوندم دادخواهى كنم . » سپس به ميدان آمد و عمرو او را كشت . آنگاه ، به سوى مهار شتر بازگشت ، در حالى كه
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 470
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٤٧٠