تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
از رجزهاى مشهور نبرد جمل ، اين است كه بصريان خواندند : اى مادرمان ، عايشه ! مراعات ما را نكن ؛ كه ما همه فرزندان دلاور و شجاع تو هستيم . در ركاب تو ، كعب بن سور كه روبند از چهره گشاده ، انتقام خون عثمان را مي‌ستاند . پس به يارى آن سرور رضايت ده ؛ سرورى كه همه [ ازديان ] از او اطاعت مي‌كنند و ازديان ، همگي ، سرشتى كريمانه دارند . گفته‌اند : جوانى زيبارو و بزرگ‌منش از بصريان كه بالاپوشى در بر داشت ، به ميدان آمد و مردم را به جنگ برانگيخت و چنين خواند : اى جماعت ازد ! بر شما باد پاسدارى از مادرتان كه نماز و روزه شما ، هموست . او صاحب حرمت بزرگ است كه همه شما را فرامي‌گيرد . پس همه توش و توان خود را براى دفاع از وى به كار بنديد ! مبادا سم ستوران دشمن بر سم ستوارن شما فائق آيد ؛ كه اگر دشمن بر شما چيره گردد ، به مهارتان خواهد كشيد ! و همه شما را زير يوغ ستم خواهد برد . پس امروز تن به رسوايى ندهيد ، اى قوم شما فداى شما ! مدائنى و واقدى گويند : اين رجز ، آن گزارش را تأييد مي‌كند كه طلحه و زبير در ميان مردم به پا خاستند و گفتند : « اى بصريان ! اگر على پيروز گردد ، همه شما بر باد فنا خواهيد رفت . پس ، از كيان خود پاسدارى كنيد ؛ كه اگر چنين نكنيد ، هيچ حرمتى محفوظ نمي‌ماند ؛ هيچ حريمى رعايت نمي‌گردد ؛ هيچ نسلى باقى نمي‌ماند ؛ و همه زنان و دختران به اسارت برده خواهند شد . پس بجنگيد همچون كسى كه از حريمش پاسدارى مي‌كند و مرگ را بر ننگى كه مي‌خواهد بر دامن خانواده‌اش بنشيند ، ترجيح مي‌دهد . » ابومخنف گويد : هيچ يك از مردان بصره ، سخنى نگفت كه براى جمليان محبوب‌تر از گفتار اين پيرمرد باشد . پس از شنيدن سخنانش ، همه در پى نبرد برآمدند و پيرامون شتر پايدارى ورزيدند و استقامت نمودند . عوف بن قطن ضبى به ميدان آمد ، در حالى كه ندا داد : « خون عثمان تنها بر گردن على و فرزندان اوست . » سپس مهار شتر را در دست گرفت
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 468 | الشيخ علي الكوراني العاملي / سيد ابو القاسم حسينى ( ژرفا )