و چنين خواند :
آنان را ميكشم ، در حالى كه ابوالحسن را ميانشان نميبينم كه ضربه شمشيرش همانند شيرِ نوشيدنى است .
همو كه در اين رويدادها دست دارد و به دنبال كينجويى از ماست .
حجر بن عدى به نبرد وى رفت ، حال آن كه ميخواند :
اى كه به دنبال على هستي ! درنگ نما ؛ كه تو مردى تيرهبختي .
اين على است و او وصى پيامبر و در ميدان كارزار ، برادر رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) بوده است .
پيامبر فرمود : پس از من ، او ولايت دارد . اين سخن را فهيمان درك كردند و تيرهبختان فراموش نمودند .
آنگاه ، حجر بن عدى با وى درآويخت و به او ضربتى زد كه سرنگون ، بر زمينش افكند . ( الدر النظيم ، 1352 )
12 . بلاذرى گويد : يكى از بنيضبه گفت :
ما بنيضبه هستيم كه نميگريزيم تا هنگامى كه جمجمهها را ببينيم كه بر زمين افتند .
شكيبا باشيد ؛ كه تنها آزادگان شكيبايى ميورزند .
عمرو بن يثربى ضبي ، سه تن از ياران علي ، يعنى زيد بن صوحان عبدى با كنيه ابوعايشه ، علباء بن هيثم سدوسى از ربيعه ، و هند بن عمرو بن جداره جملى از مراد را به قتل رساند و همو چنين رجز خواند :
براى هر كه مرا انكار كند ، ميگويم : من ابنيثربى هستم ، قاتل علباء و هند جملي ؛
و نيز ابنصوحان كه [ هر سه ] بر آيين على بودند .
هند جملى كه تا دم مرگ جنگيد ، ميگفت :
با تيغ شمشيرم همه توانم را در پيكار به كار ميگيرم و در كنار آن شتر پالانپوش ميجنگم .
اگر به سوى من يورش آوريد ، يورش خواهم آورد .
آن روز ثمامة بن مثنى بن حارثه شيبانى كشته شد و اعور شنى چنين خواند :
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 465
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٤٦٥