خداوند بكشد كسانى را كه در روز نبرد خريبه ، علباء و حسان ؛
و ابنمثنى - كه شمشير جانش را گرفت - و بهترين قارى قرآنشان زيد بن صوحان را كشتند !
نبرد جمل در خريبه رخ داد . اين حسان كه وى از او ياد كرده ، حسان بن محدوج بن بشر بن حوط است كه پرچم بكر بن وائل را در دست داشت . وى كشته شد و برادرش حذيفة بن محدوج آن پرچم را به دست گرفت و او نيز كشته گشت . آنگاه ، شمارى از حوطيها آن پرچم را در دست گرفتند و براى پاسدارى از آن جان دادند . يكى از آنان هم در رجز خود ، [ به جاى علباء و حسان ] گفته است : « علباء و سيحان » . مقصود ، سيحان بن صوحان است . ( انساب الاشراف ، 2 / 244 )
13 . بلاذرى گويد : واقدي ، از هشام بن بهرام ، برايم روايت كرد : ما را حديث گفت وكيع ، از سفيان بن مخول بن راشد ، از عيزار بن حريث ، كه زيد بن صوحان در نبرد جمل گفت : « خون را از پيكرم نشوييد و جامهام را درنياوريد . فقط كفشهايم را درآوريد و به خاكم سپاريد ؛ كه با همين حال به دادخواهى و احتجاج خواهم پرداخت . » طلحة بن عبيدالله در آن روز نبردى سخت نمود . جندب بن عبدالله ازدى به كارزار با وى رفت و هنگامى كه ميتوانست بر او نيزه زند ، از اين كار خوددارى نمود ؛ زيرا دوست نداشت او را بكشد !
هيثم بن عدى نقل كرده كه جندب بن زهير در آن روز چنين رجز ميخواند :
اى مادر ما ! در ميان مادرانى كه ميشناسيم ، تو بدكردارترين مادري . مادر بايد به فرزندانش غذا دهد و مهربانى كند ! !
نيز او يا ديگرى چنين رجز خواند :
به عايشه ، آنگاه كه وسط دو كوهان شتر نشسته بود ، گفتيم : ما جز تو نيز مادرانى داريم كه در مسجد پيامبر مأوا گزيدهاند . ( انساب الاشراف ، 2 / 245 )
14 . ابنابيالحديد گويد : ابوالحسن على بن محمد بن سيف مدائنى و نيز محمد بن عمر واقدى گفتهاند : رجزهاى ثبت شده از نبرد جمل بيش از رجزهاى ديگر نبردهاست . بيشتر اين رجزها را بنيضبه و ازديان سرودهاند كه اطراف شتر از آن پاسدارى ميكردند ، در
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 466
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٤٦٦