3 . عامر بن شداد ازدى به ميدان آمد و اَشتر او را به اسارت گرفت و نزد علي ( عليه السلام ) برد و وى با امام بيعت نمود . نيز فروة بن نوفل اشجعى صاحب نخيله ، به ميدان آمد . مالك بن حارث اَشتر آن روز رزمندگان فراوانى همراه خود داشت .
4 . آنگاه ، يزيد بن محنفه جعفى و عبدالله بن حارث ، برادر اَشتر ، پيش آمدند و افوه بن قدامه ازدى به ميدان آمد ، در حالى كه ميخواند :
من آنم كه هرگاه جنگ اوج گيرد ، شدت نبرد و حدّت كارزار ، سبب عقبنشينيام نميشود .
به جنگ ادامه ميدهم تا آتش فروخوابد و كارزار به سود على پيش رود ؛
و على از آن سود و خير برگيرد و زيان و شرش از او دور گردد ؛
تا اقرار نماييد كه او برترين انسان است . ( الدر النظيم ، 1 / 352 )
5 . ابوهيثم بن تيهان انصارى و سپس عقبة بن عامر انصارى كه از رزمندگان بدر و حاضران پيمان عقبه بود ، به ميدان آمدند . آنگاه ، خزيمة بن ثابت انصارى ذوالشهادتين به كارزار آمد و در سخنى بلند ، به تحريك رزمندگان براى جنگ با گروه متجاوز پرداخت . نيز حجاج بن غزيه انصاري ، زياد بن لبيد انصاري ، زيد بن ارقم انصاري ، و خالد بن ابيخالد به ميدان آمدند .
6 . شيخ مفيد گويد : محمد بن عبدالله بن عبيدالله ، از عمر بن دينار ، از صفوان روايت نموده است : هنگامى كه دو سپاه در نبرد جمل روياروى هم صفآرايى كردند ، كسى از ياران اميرالمؤمنين على بن ابيطالب ندا برآورد : « اى جماعت جوانان قريش ! ميبينم كه با اصرار و اجبار به اين جنگ كشانده شدهايد . شما را به خدا سوگند ميدهم كه جان خود را حفظ نماييد و خود را به كشتن ندهيد . از اَشتر نخعى و جندب بن زهير عامرى بر حذر باشيد ؛ كه اَشتر دامن زره خود را برميچيند تا در پى او رويد ؛ و جندب زره خود را دامنافشان پيش ميبرد تا آن را برچيند و در پرچم وى نشان سرخ است . » هنگامى كه افراد با هم رويارو شدند ، اَشتر و جندب در برابر شتر قرار گرفتند و پيچيده در سلاح پيش آمدند تا عبدالرحمن بن عتاب بن اسيد و معبد بن زهير بن خلف بن اميه را كشتند .
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 462
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٤٦٢