دشمنان علي ( عليه السلام ) از روى كينهورزى به وي ، مساجدى در بصره بنا كردند
ابنابيالحديد گويد : مؤلف كتاب الغارات ، از اسماعيل بن حكيم ، از ابومسعود جريرى روايت نموده است : سه تن از بصريان همواره بر دشمنى با علي ( عليه السلام ) پايدار بودند : مطرف بن عبدالله بن شخير ، علاء بن زياد ، عبدالله بن شفيق . مؤلف الغارات گفته است : مطرف فردى عبادتپيشه بود . هشام بن حسان از ابنسيرين نقل كرده كه عمار بن ياسر نزد ابومسعود رفت ، در حالى كه ابنشخير در كنارش بود . وى از على با تعابيرى ناشايست ياد كرد . عمار گفت : « اى فاسق ! تو اين جايي ! » ابومسعود گفت : « اى ابويقظان ! تو را به خدا ، حال مهمان مرا رعايت كن ! »
همو گويد : بيشتر بصريان دشمن علي ( عليه السلام ) گرايش عثمانى داشتند و كينههاى نبرد جمل در سينهشان نهفته بود . امام ( عليه السلام ) با مردم بر سر دين خدا كوتاه نميآمد و در پاسدارى از دين سرسخت بود و با علمش به دين و پيروياش از حق ، به پسند و ناپسند افراد اعتنا نميكرد . يونس بن ارقم ، از يزيد بن ارقم ، از ناجيه مولى امهاني ، روايت نموده است : نزد علي ( عليه السلام ) بودم . مردى كه نشان سفر بر جامه و چهره داشت ، به سراغش آمد و گفت : « اى اميرالمؤمنين ! من از سرزمينى نزد تو آمدهام كه از دوستارانت كسى را در آن جا نديدم . » فرمود : « از كجا ميآيي ؟ » گفت : « از بصره . » فرمود : « بدان كه آنان اگر توان دوست داشتن مرا داشتند ، به من دوستى ميورزيدند . من و شيعيانم در پيمان خدا مشخص هستيم و تا روز قيامت حتى يك نفر از ما كم و زياد نخواهد شد . »
ابوغسان بصرى گزارش نموده كه عبيدالله بن زياد چهار مسجد در بصره از روى دشمنى و كينه با على بن ابيطالب ساخت : مسجد بنيعدي ، مسجد بنيمجاشع ، مسجدى در بازار علوفهفروشان بر كناره ساحل ، مسجدى در محله ازد .
استاد ما ابوجعفر اسكافى گويد : همه بصريان ، بسيارى از كوفيان ، و بسيارى از مردم مدينه با على دشمن بودند . مكيان نيز همگى با وى دشمنى مينمودند و همه قريش با وى مخالفت مينمودند . توده مردم همراه بنياميه بر ضد وى بودند .