تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
آن‌گاه ، امام ( عليه السلام ) سخن تند خود را با قدرى نرمى همراه مي‌سازد : « با اين كه به ارزش‌هاى فرمانبردارانتان آگاهم و حق نصيحت كنندگان شما را مىشناسم و هرگز به جاى شخص متّهمى ، انسان نيكوكارى را نخواهم گرفت و هرگز پيمان وفاداران را نخواهم شكست . » ( شرح نهج‌البلاغه ، 16 / 6 ) سپس ابن‌ابي‌الحديد خطبه زياد را در بصره گزارش نموده كه به خطبه غراء مشهور است و در آن آمده است : « به خدا سوگند ! بي‌گناه را به خاطر گناهكار ، نيك‌كردار را به خاطر زشت‌رفتار ، پدر را به خاطر فرزند ، و همسايه را به خاطر همسايه كيفر خواهم نمود ، مگر اين كه نيزه‌هايتان در مسير اطاعت از من باشد ! » در گزارش رياشى آمده است : « دوست را به خاطر دوست ، ساكن را به خاطر حركت كننده ، روي‌آورنده را به خاطر پشت كننده ، و راست‌كردار را به خاطر بدرفتار كيفر خواهم داد ، تا جايى كه هر يك از شما برادرش را بيند و گويد : سعد را نجات ده كه سعيد هلاك شد ، مگر اين كه نيزه‌هايتان در مسير اطاعت از من راست گردد ! » در اين حال ، ابوبلال مرداس بن اديه كه در آن زمان ، پيرمردى كهنسال بود ، برخاست و گفت : « اى امير ! خداوند با ما سخنى بر خلاف گفته تو فرموده و حكمى جز حكم تو نموده است . او فرمايد : وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى : هيچ باربردارى بار [ گناه ] ديگرى را برنمىدارد . ( انعام : 164 ) » زياد گفت : « اى ابوبلال ! من از آن چه گفتي ، بي‌خبر نيستم ؛ اما ما به حق شما دست نمي‌يابيم ، مگر اين كه آن را از دل باطل بيرون كشيم ! » زياد جرأت نمي‌ورزيد در حالى كه كارگزار علي ( عليه السلام ) است ، چنين سخنى گويد ؛ اما هنگامى كه معاويه وى را به خاندان خود ملحق نمود و او امير بصره شد ، سياستش اموى گشت و كيفر دادنش بر پايه گمان و اتهام استوار شد . طبرى ياد نموده كه ابن‌عباس در مدت فتنه ابن‌حضرمى كه در بصره رخ داد ، در كوفه نزد اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) بود . راستى چرا وى همراه جارية بن قدامه كه امام ( عليه السلام ) او را براى سركوب فتنه فرستاده بود ، به بصره نيامد ؟ به نظر مي‌رسد كه وى در اين مدت ، در مكه بوده ، پس از آن كه بيت‌المال بصره را تصرف نمود و سپس ماجرايش حل شد و به كوفه بازگشت و ديگر هرگز به بصره بازنيامد .
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 447 | الشيخ علي الكوراني العاملي / سيد ابو القاسم حسينى ( ژرفا )