آيم ، بلايى بر سرتان آورم كه ماجراى جمل در برابر آن بازى كودكانهاى باشد . من گمان دارم كه شما - اگر خدا خواهد - نخواهيد كه جان بر سر اين كار نهيد . اين نامه كه به دست شما مىرسد ، حجت را بر شما تمام مىكند و بعد از آن ديگر نامهاى نخواهم نوشت . اگر اندرز مرا به كار نبنديد و فرستاده مرا بيازاريد ، بىدرنگ - اگر خدا خواهد - به سوى شما بتازم . والسلام . » ( الغارات ، 2 / 403 )
سيد رضى اين نامه را بدين شكل گزارش نموده و شايد هم جز اين باشد : نامه امام ( عليه السلام ) به بصريان : « شما ، خود ، از پيمانشكنى و دشمنى آشكارتان با من آگاهيد . با اين همه جرم ، شما را عفو كردم و شمشير از فراريان برداشتم و استقبال كنندگان را پذيرفتم . اگر اكنون كارهاى ناروا و انديشههاى نابخردانه ، شما را به مخالفت و دشمنى با من بكشاند ، سپاهيان من آماده و پا در ركابند . اگر مرا به حركت دوباره مجبور كنيد ، حملهاى بر شما روا دارم كه نبرد جمل در برابر آن همچون بازيچه كودكان باشد ، با اين كه به ارزشهاى فرمانبردارانتان آگاهم و حق نصيحت كنندگان شما را مىشناسم و هرگز به جاى شخص متّهمى ، انسان نيكوكارى را نخواهم گرفت و هرگز پيمان وفاداران را نخواهم شكست . » ( نهجالبلاغه ، 3 / 36 )
ابنابيالحديد [ در شرح برخى واژگان اين سخن امام ] گويد : « ما لم تغبوا عنه » يعني : خودتان از آن غافل و ناآگاه نبودهايد . مقصود امام اين است : اين كه در نبرد جمل بر من شوريديد و از اطاعتم سر باززديد و پيوند جماعت را گسستيد و با من دشمنى نموديد ، چيزى نيست كه خودتان آن را ندانيد ؛ اما من از گناهتان درگذشتم و شمشير را از سرتان برداشتم و توبه و بازگشت شما را پذيرفتم . « فإن خطت بكم الامور » از ريشه خطا يخطو [ كسى را به راهى بردن ] است . « قربت جيادي » يعني : فرمان دادم كه اسبم را بياورند تا بر آن سوار شده ، به سوى شما حركت نمايم . « رحلت ركابي » ركاب به معناى شتر است . « كلعقة لاعق » ضربالمثل است براى چيزى پست و كمارزش . اين واژه با ضمه لام نيز گزارش شده كه به معناى چيزى است كه [ آن قدر كم است كه ] با قاشق برداشته شود .
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 446
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٤٤٦