اينان پيشتر نيز همين كار را با زبير انجام داده بودند ، در آن شبانگاه كه وى را عريان ربودند .
جرير بن عطية بن خطفى سرود :
به زبير خيانت نموديد و همانند ازديان وفا نكرديد كه زياد را در حمايت خويش گرفتند .
پناهنده به آنان با عزت و احترام ، به سلامت ماند و پناهنده به مجاشع ، خاكستر شد !
اگر رشته پيمان ابوسعيد را بسته بودي ، آن مردم حق يارى را ادا ميكردند .
بهترين اسب آن است كه در ميدان مرگ ، غبار به پا كند و نيزهها و چوبها تن او را بپوشانند . ( تاريخ طبري ، 4 / 84 )
ثقفى گزارش كرده است : اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) به بصريان نامه نگاشت : « از بنده خدا اميرالمؤمنين ، به هر يك از مؤمنان و مسلمانان ساكن بصره كه اين نامه من بر وى خوانده شود ! سلام بر شما ! اما بعد ، هرآينه خدا بردبار است و در كيفر درنگ ميكند . پيش از اتمام حجت ، در كيفر شتاب نميكند و در نخستين گام ، گناهكار را بازخواست نمينمايد ؛ بلكه توبهپذير است و همچنان در عقوبت بردبارى مىكند و با توبه و بازگشت ، خشنود مىگردد تا حجت تمام شود و عذرخواهان ، بهتر پوزش خواهند . اى مردم ! با اين ستيزهجويى كه بيشتر شما در پيش گرفتهايد ، سزاوار كيفر شدهايد ؛ اما من گناهكارتان را عفو كردم و از آن كسان كه از من روى برگرداندهاند ، شمشير برداشتم و آن را كه به من روى آورد ، پذيرا گشتم . از شما بيعت گرفتهام . اگر به بيعت من وفا كنيد و اندرز مرا بپذيريد و به فرمان من عمل كنيد ، به حكم كتاب خدا و سنت پيامبر و طريق حق با شما رفتار خواهم كرد و شيوه هدايت را در ميان شما برپا خواهم نمود . به خدا سوگند ! پس از محمد ، فرمانروايى را نمىشناسم كه اين راه را بهتر از من بشناسد و در آن ، خوبتر از من گام بردارد . اين كه گويم ، سخنى راست است بىآن كه قصد نكوهش گذشتگان را داشته باشم يا بخواهم كارهايشان را كوچك بشمارم . اگر هوسهاى ناروا و انديشههاى نابخردانه و دور از حق ، شما را به دشمنى و مخالفت با من وادارد ، بدانيد كه اسبهايم را با زين و لگام ، مهياى پيكار ساختهام و پاى در ركاب دارم . به خدا سوگند ! اگر مرا ناچار سازيد كه به سوى شما
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 445
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٤٤٥