پس اى مردم ! حق تقواى او را به جا بياوريد و ترس از خدا را دريابيد و يقينتان را خالص سازيد و از رفتار زشتى كه شيطان شما را به آن تحريك كرده ، توبه نماييد ؛ آن رفتار زشت كه با امير خود و اهل دانش پس از رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) به نبرد برخاستهايد و به پراكنده ساختن وحدت مردم و يگانگى جامعه ، يارى نمودهايد و روابط اجتماعى را تباه ساختهايد . خداوند فرمايد : يقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيعْفُواْ عَنِ السَّيئَاتِ وَيعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ : و اوست كسى كه توبه را از بندگان خود مىپذيرد و از گناهان درمىگذرد و آن چه را كه مىكنيد ، مىداند . » ( شورا : 25 ) ( الكافي ، 8 / 256 )
شيخ صدوق گويد : از مسعدة بن صدقه ، از امام جعفر بن محمد صادق ، از پدرش ، از پدرانش ( عليهم السلام ) روايت شده است : اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) در بصره خطبه خواند و پس از سپاس و ستايش خداوند و صلوات بر پيامبر و خاندانش فرمود : « مدت ، هر چه دراز گردد ، باز كوتاه است . گذشته ، عبرت زندگان است و مرده ، براى زنده ، مايه ارزند است . ديروز كه گذشته ، برگشت ندارد و فردا هم مورد اعتماد كسى نيست . پپشرو براى فرد ميانه ، پيشقراول است و فرد ميانه براى نفر آخر ، پيشرو است و همه از هم جدا گردند و به هم رسند . مرگ بر همه ، چيره باشد و آن روز هراسناك ، همه را در بر گيرد . آن ، همان روزى است كه مال و فرزند سودى نبخشد ، جز كسى كه قلب سالم نزد خدا بياورد . » سپس فرمود : « اى گروه شيعيانم ! شكيبا باشيد بر كردارى كه از ثوابش بىنياز نباشيد و از ارتكاب كارى كه بر كيفرش صبر نداريد . ما صبر بر طاعت خدا را آسانتر دريابيم از صبر بر عذاب خداوند . بدانيد كه شما عمرى محدود و آرزويى بلند و نفَسى چند ، داريد . به ناچار عمر به سر رسد و دفتر آرزو بسته شود و نفسها به پايان آيد . » سپس اشك ريخت و اين آيه را خواند : وَإِنَّ عَلَيكُمْ لَحَافِظِينَ كِرَامًا كَاتِبِينَ يعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ : و به راستى حافظانى بر شما گمارده شده ، نويسندگانى گرامى . ميدانند كه چه ميكنيد . ( انفطار : 10 - 12 )
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 433
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٤٣٣