تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
جنب و جوش پرندگان در لانه‌هايشان آرام شده ، مي‌بينى كه ترس از روز قيامت و كيفر الهى ، خواب را از چشمانشان ربوده است ، همان گونه كه خداى سبحان فرموده : أَفَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَنْ يأْتِيهُمْ بَأْسُنَا بَياتًا وَهُمْ نَائِمُونَ : آيا اهل آبادي‌ها ايمن شدند از اين كه شبانگاهان كه در خوابند ، عذاب ما ايشان را فراگيرد ؟ ( اعراف : 97 ) پس هراسان بيدار مىشوند و در حالى كه با صداى بلند گريه مىكنند ، نماز به پا مىدارند . گاهى مي‌گريند و گاهى خدا را تسبيح مىگويند . در محراب عبادتشان گريه مىكنند و ناله برمىآورند و در شب‌هاى تاريك و خاموش ، صف كشيده ، مىگريند . پس اى احنف ! اگر آنان را در شب بنگري ، هنگامى كه بر پاهاى خود به عبادت ايستاده‌اند ، مىبينى كه پشتشان خم گشته و جزءهايى از قرآن را در نمازهايشان تلاوت مىكنند ، در حالى كه صداى گريه و ناله و فريادشان بلند شده است . وقتى نفس مىكشند ، مي‌پندارى كه آتش ، حلقومشان را گرفته است . وقتى صدايشان را به گريه بلند مىكنند ، مىپندارى كه زنجيرها به شدّت بر گردن‌هايشان بسته شده است . اما اگر ايشان را در روزهايشان ببينى ، جماعتى را مىنگرى كه به آرامى بر روى زمين راه مىروند و با مردم به نيكويى سخن مىگويند و هنگامى كه جاهلان آنان را خطاب كنند ، با مدارا به ايشان جواب مىدهند و چون به كارهاى بيهوده برخورد مىكنند ، با كرامت از آن مىگذرند . قدم‌هايشان را از [ جايگاه ] مورد اتهام بازداشته‌اند ؛ زبان‌هايشان را از اين كه در مورد آبروى مردم سخنى بگويد ، بازگرفته‌اند ؛ گوش‌هايشان را از شنيدن سخنان بيهوده ديگران كر كرده‌اند ؛ ديده‌هايشان را با چشم‌پوشى از گناهان سرمه كشيده‌اند ؛ و سراى صلح و ايمنى را قصد نموده‌اند ؛ سرايى كه هر كس وارد آن شود ، از شك‌ها و اندوه‌ها ايمنى مىيابد . پس اى احنف ! شايد نظر محدود و بيمارگونه‌ات به اين دنيا كه ظاهرى سرسبز دارد و خانه‌اى كه به نقش‌هاى رواقش اشتغال دارى و پرده‌هايى كه آويخته‌اى و بادها و باغ‌ها و بيشه‌هايش از ميوه بارور است ، تو را از توجه به آخرت بازداشته است . اين سراى دنيا خانه جاودان تو نيست . سرايى كه براى تو قُرُق شده ، آن جاست كه خداى سبحان آن